X
تبلیغات
روز وصل دوستداران یاد باد

روز وصل دوستداران یاد باد

ستار / بهروز وثوقی و ...

سال نو بر هوادارن ستار . بهروز و همه هنرمندان قدیمی مبارکباد

 

بهار آمد كه تا گل باز گردد  / سرود زندگي آغاز گردد

 

بهار آمد كه تا دل كام گيرد / ز درد و غصه ها فرجام گيرد

 

بهاري خوشتر از ايران من نيست

 

گلي خوشبو تر از خاك وطن نيست

 

درودم بر تو ايران زنده باشي

 

خزانت طي شود پاينده باشي

 

همه دوور از وطن يك كوه درديم / به سينه غصه ها هموار كرديم

 

چو مرغي در قفس رنجور و پيريم / در اين زندان آزادي اسيريم

 

اسیر بازي بازيگرانيم  / گهي در دست اين گه دست آنيم

 

صفاي آدميت در جهانيم / فروغ ايندل آتشفشانيم

 

كنون در وقت گل بي برگ باريم / بهار است و من و تو بي بهاريم

 

بهاري خوشتر از ايران من نيست

 

گلي خوشبو تر از خاك وطن نيست

 

درودم بر تو ايران زنده باشي

 

خزانت طي شود پاينده باشي

 

بهار آمد كه آرايد جهان را  / صفا بخشد دل آزادگان را

 

دريغ از تو كه بي برگ و بهاري / به غربت در خزان روزگاري

 

اسر بازي بازيگرانيم  / گهي در دست اين گه دست آنيم

 

صفاي آدميت در جهانيم / فروغ ايندل آتشفشانيم

 

بهاري خوشتر از ايران من نيست

 

گلي خوشبو تر از خاك وطن نيست

 

درودم بر تو ايران زنده باشي

 

خزانت طي شود پاينده باشي

                                                                  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/27ساعت 21:12  توسط بهروز یگانه  | 

بهاری خوشتر از ایران من نیست

سال نو مبارك

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/27ساعت 10:52  توسط بهروز یگانه  | 

صمد آقا (هیچکی نمتونه مث مو ...)

پرویز صیاد کمیدین معروف نقش صمد آقا

هنر نمایی بیاد ماندنی پرویز صیاد نه تنها در بین هموطنانش بلکه در افغانستان نیز علاقه مندان و تماشاچیان بیشماری دارد. این هنرمند موفق را که در یک فیلم دو سه مسئولیت عمده را به عهده می گیرد، می توان به چارلی چاپلین تشبیه کرد. کراکتر موفقی را که پرویز صیاد از خود ارائه نموده است، بسیار گیرا و جذاب است و در عین حال در اکثر فلم هایش، کارگردانی، بازیگری و تهیه کنندگی را خود به عهده داشته است که این مشخصه صیاد را هر چه بیشتر به چاپلین مشابه می سازد. در ضمن، کاراکتر مشخص و بیاد ماندنی ساده لوح کمیک با لباس محلی و حرکات منحصر به فردش وی را بیشتر از سایر هنرپیشه متمایز می سازد. صمد با اندک حرکتش بیننده های زیادی را می خنداند و جالب تر از همه اینکه اکثر علاقه مندان وی هنوز هم او را به نام صمد آقا می شناسند نه پرویز صیاد.

صمد آقا یا پرویز صیاد که اکثر بیننده های فیلم های کامیدی اجتماعی با چهره و اداهایش آشنا هستند متولد سال 1318 شمسی در شهر لاهیجان ولایت گیلان ایران است که کارش را با نمایشنامه نویسی و بازیگری آغاز کرده است. درسال 1339 بعد از بوجود آمدن تلویزیون ملی ایران، صیاد با همکاری دوستان تئاتری اش در سال 1349 به تهیه تیاتر های تلویزیونی پرداخت. صیاد همراه با اپیک یوسفیان کار را آغاز نمود و بعد ها اپیک یوسفیان همراه با دخترش ماری اپیک در سلسله فیلم های صمد نقش ایفا نمودند و اولین کارکترهای مشهور سریال هال تلویزیونی ایران محسوب شدند. بعد از آنکه اولین نمایش موفق پرویز صیاد به نام امیرارسلان راه موفقیت را برایش در تلویزیون و سینما بازنمود، دوره جدید زندگی هنری وی آغاز گردید.

یک سال بعد از موفقیت اولین نمایشش، پرویز صیاد همراه با پرویز کاردان سریال موفق دیگری را بنام سرکار استوار ساخت که برای اولین بار کرکتر موفق و کمدی صمد را در آن بوجود آورد.

کاراکتر صمد به حدی محبیوبیت پیدا نمود که در سال 1348 پرویز صیاد توانست اولین فلمش را به نام صمد و قالیچه حضرت سلیمان با همکاری علی عباسی کارگردانی نماید و عین کاراکتر صمد را در آن بگنجاند. در عین حال به تهیه برنامه های نمایشی برای تلویزیون ملی ایران ادامه داد. از جمله نمایش های بسیار مشهور آن زمان وی، می توان هشت پاپا و مامای عزیز ناپلئون را نام برد.

ساخت اولین فیلم صیاد در خارج از ایران در سال 1363 بنام ماموریت، باعث شد منتقدین فیلم به بررسی و نق آثار وی بپردازند. صیاد حدود دوازده - سیزده  فیلم ساخته است که در اکثر آنها نقش اول را خودش به عهده داشته و تا کنون با عین کاراکتر و مشخصاتی که قبل از خروج از ایران یاد می شد، ظاهر گردیده است. گفتنی است فیلم در امتداد شب که در آن گوگوش و سعید کنگرانی نقش دارند نیز از ساخته های پرویز صیاد است. کتاب راهنمای بین المللی فیلم منتشر سال 1356، وی را یکی از اعضای مهم، محبوب و خارق العاده سینمای ایران شمرده است. مجله فیلم کامینت مگزین درباره آثار صیاد نوشته است: در اکثر آثار صیاد، زندگی اشخاص معمولی و ساده بطور نا خود آگاه طوری با مسایل سیاسی – اجتماعی به آزمایش گرفته می شود که از کنترل خود شان خارج است.

                                                                      

                                                                              

تهيه و تنظيم

                     ghyeganeh@nigc-golestan.ir         بهروز يگانه   

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 11:7  توسط بهروز یگانه  | 

گفتگوی تلفنی کوتاه با بهروز وثوقی

blogfghyeganeh@nigc-golestan.ir         بهروز يگانه

تماس قدیمی ها با بهروز وثوقی: آیا دوباره اهواز و پل سفید را می بینم؟

تماس قدیمی ها با بهروز وثوقی: آیا دوباره اهواز و پل سفید را می بینم؟

ایرج باباحاجی - مجتبی نظری: به بهانه فیلم های فرار از تله (جلال مقدم) و غریبه (شاپور قریب) و بازی بهروز وثوقی در این فیلم ها که داستان آن در شهر های شوش، شوشتر و دزفول می گذرد، با ایشان تماس گرفتیم تا از خاطرات او درباره اهواز و استان خوزستان با خبر شویم.

این گفتگوی کوتاه تلفنی را بخوانید:

 

آقای وثوقی از این دو فیلم بگویید؟

یادم هست این فیلم ها در استان خوزستان فیلمبرداری شد و من در آنها بازی داشتم. با فیلم فرار از تله یاد دزفول می افتم. دزفول شهری بود با خانه هایی در دل کوه، که روی هم ساخته شده بودند و تصویر زیبایی بود. راستی هم هنوز همان شکلی هست؟

 

نه آقای وثوقی دزفول تغییر کرده و به شهری بزرگ تبدیل شده است و آثاری از آن خانه ها نمانده است ولی اگر با دقت به شهر های دزفول، شوشتر و شوش نگاه کنیم، هنوز لوکیشن و کوچه پس کوچه هایی که کار های شما فیلم برداری شده وجود دارد و با دیدن نیشکر هفت تپه، راه آهن و آتش چاه های نفت هنوز خاطرات شما زنده است. آقای وثوقی از اهواز بگویید؟

اهواز برای من یاد آور کارون و از همه مهمتر پل سفید است. می دانید چقدر روی آن پل قدم زده ام. اگر آن طرف ها گذرتان افتاد از طرف من ستون های آن را ببوسید.

 

چطور شد که این شهر ها را به عنوان لوکیشن فیلم و فیلم برداری انتخاب کردند؟

خوب داستان فیلم ها ایجاب می کرد که در شهرستان فیلم برداری شود و به خاطر لطف و مهمان نوازی خوزستانی ها به آنجا می آمدیم، جنوب ایران همیشه زیباست و در زمستان هوای بهار را دارد و شاید هم به خاطر زمان فیلم برداری و فصل سرما در دیگر شهر ها جنوب را انتخاب می کردند. ولی من در کل از اهواز خاطرات زیادی دارم و دلم برای آنجا تنگ شده است.

 

اگر روزی به ایران برگردید دوست دارید به عنوان اولین محل به کجا بروید؟

فکر نمی کنم که این شانس نصیب من شود، ولی اگر روزی روزگاری این اتفاق بیافتد مسلما تهران و سر مزار پدر و مادرم تا از نزدیک مقبره آنها را برای اولین بار زیارت کنم.

 

آقای وثوقی با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید و همین جا به خوانندگان این سایت قول                    می دهیم که مصاحبه مفصل شما را در ویژه نامه نوروزی سایت قدیمی ها به نمایش بگذاریم.

                                                                   

                                                                     

 

تهيه و تنظيم

                     ghyeganeh@nigc-golestan.ir         بهروز يگانه   

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 11:3  توسط بهروز یگانه  | 

آهنگ فریب با صدای گرم ستار

 

فریب

 

باصداي دلنواز ستار عزيز

عاشق نشدی زاهد

دیوانه چه میدانی

برشعله نرقصیدی

پروانه چه میدانی

من مست می عشقم

بس توبه که بشکستی

لبریز می غمها

شد ساغر جان من

خندیدی و بگذشتی

پیمانه چه میدانی

یک سلسله دیوانه

افسون نگاه او

ای غافله از آن جادو

افسانه چه میدانی

تا چند فریب خلق با نام مسلمانی

   سر بر سر سجاده ,  می خوردن پنهانی  

                                

     عاشق شو ومستی کن

ترک همه هستی کن

ای بت نپرستیده

بتخانه چه میدانی

تو سنگ سیه بو سي

 

      من چشم سیاهی را   

                                      

 مقصود یکی باشد

بیگانه چه میدانی

تاچند فریب خلق با نام مسلمانی

سر بر سجاده ,  می خوردن پنهانی

روزی که فرو ریزیم

بنیاد تعصب را

دیگر نه تو می مانی

نه ظلم و پریشانی

بهروز یگانه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/13ساعت 22:31  توسط بهروز یگانه  | 

نقد ترانهای گلبانوی ستار

انگار با من از همه کس آشنا تري از هر صداي خوب برايم صداتري

آلبوم هاي ستاربيوگرافي ستار

مصاحبه با ستار

ستار و دکتراي افتخاري

مقلدان ستار

شخصيت ستار

جامعيت ستار

ستار مردي با معيارهاي استثنايي وآلبوم صداي بارون آلبوم همسفرآلبوم شام آخر

جايگاه ستار در موسيقي ايران

ستار ، هايده و مهستي سزاي نيکي همواره بدي است

ترانه هاي کمياب ستار

بررسي اشعار ترانه هاي ستار

ستار و ابي آهنگ شهبانو

عوامل سازنده آلبوم هاي ستار

ميلاد ستارآلبوم گلبانو

آذر 1385آبان 1385مهر 1385شهريور 1385مرداد 1385

سياوش قميشي سايت ايرانيان مجله بين المللي تهرانپارس ويدئوشرکت چهره نماکلتکس رکوردزشرکت آونگ شرکت ترانه فيلتر شکنبدن براي زندگي همه چيز رايگان ترانه هاي بيدارمصلوب صداي جاودان عشق شهيار قنبري بابک بيات ايرج جنتي عطايي اردلان سرفرازفريد زلاندفريبرز لاچيني فيلم قديمي آرزوهاي پاييزي

http://SetareganeDiar.blogfa.com

نوشته شده توسط : بهروز يگانه

آلبوم جديد ستار

موضوع : آلبوم گلبانو

انتظار به پايان رسيد !

سرانجام انتظار پنج ساله ي عاشقان ستار به پايان رسيد و آلبوم جديد وي به نام گلبانو چشم و دل عاشقانش را نورباران کرد تا باز با صداي جادوييش به اوج ترانه پرواز کنند و گوش دل به آن بسپارند . سخن گفتن از گلبانو مجال فراخ تري را مي طلبد که من آن را به آينده موکول مي کنم ولي در اين جا همين را مي گويم که بي شک يکي از زيباترين و گوش نوازترين آلبوم هاي ستار که تا کنون عرضه گشته آلبوم گلبانوست که ترانه هاي بي نظيري همچون خاکي ، آخرين تلاش ، يگانگي ، سلام و ... بر تارک آن مي درخشد و با اشعار نغز و ملودي هاي دلنشين و صد البته صداي بلورين ستار يقينا ارزش سال ها انتظار کشيدن را داشت و موجبات سربلندي همه ي عاشقان ستار را فراهم آورد . به عقيده ي اين حقير تنها ترانه ي نسبتا ضعيفي که در اين آلبوم به چشم مي خورد خود ترانه ي گلبانو ست که نام اين آلبوم نيز از اين ترانه گرفته شده است ! البته چون اين آلبوم به تازگي منتشر گشته پس فعلا بهتر است از ارزيابي هاي شتاب زده درباره ي آن خودداري کنيم و قضاوت را به عهده ي شنوندگان بسپاريم و همانطور که عرض کردم نقد و بررسي اين آلبوم را به آينده موکول نماييم . اما نکته اي که من شکي در آن ندارم اين است که آلبوم گلبانو در سطحي بسيار فراتر از آلبوم پيشين ستار يعني گلايه قرار دارد که اين خود موجبات خوشحالي و اميدواري ما را فراهم مي آورد و به يقين هر کس با هر سليقه اي ترانه اي را که باب ميل وي باشد در گلبانو خواهد يافت و به هر حال شنيدن صداي مخملين ستار آن هم در قالب ترانه هاي زيبا و جديد خود سعادت و لذتي بي پايان است .

***

در ابتدا با مشورت و نظر برخي از دوستان عزيز و البته خود بنده قرار بر اين بود که ترانه هاي آلبوم گلبانو به صورت دمو در وبلاگ قرار گيرد تا تاثير منفي بر روي فروش آلبوم گلبانو نداشته باشد اما با کمي جستجو متوجه شدم که اين آلبوم به صورت گسترده در اينترنت منتشر گشته و ديگر لزومي نداشت که تصميم قبلي ما عملي گردد و جايي که ساير وبلاگ هاي نا مرتبط اين آلبوم را به شکل کامل گذاشته اند قرار ندادن اين آلبوم در وبلاگ هواداران ستار نقصي براي اين وبلاگ محسوب ميشود .

آلبوم گلبانو با صداي ملکوتي دکتر ستار

با گلبانو هر روز و هر لحظه تان گلباران باد !

خاکي

بيا درويش بشيم ، خاکي و بي ريا شيم ، قفل تن رو بشکنيم ، از من و ما رها شيم

بيا پروانه صفت به دور هم بگرديم ، زير چتر معرفت يکدل و يکصدا شيم

زندگي با کبر صفا نداره ! عالم فاني بقا نداره !

اونايي که خاکين ، عاشق دلپاکين ، پيش خدا عزيزن و شاه و گدا نداره !

افتاده شو ، مغرور نباش

پروانه شو ، بي نور نباش !

***

اين همه به مال و منالت نناز ، يا اين که به حسن جمالت نناز !

دو روز دنيا که منم نداره ، خوردن حرص بيش و کم نداره

اونايي که خاکين ، عاشق دلپاکين ، پيش خدا عزيزن و شاه و گدا نداره !

افتاده شو ، مغرور نباش

پروانه شو ، بي نور نباش !

***

زندگي بذر محبت کاشتنه ، نه به ناداري و نه به داشتنه

حاصل عمر گرانمايه ي ما ، نامي نيک به جا گذاشتنه !

زندگي با کبر صفا نداره ! عالم فاني بقا نداره !

اونايي که خاکين ، عاشق دلپاکين ، پيش خدا عزيزن و شاه و گدا نداره !

افتاده شو ، مغرور نباش

جانانه شو ، منفور نباش !

يگانگي

اي عاشقان ، اي عاشقان ، گلايه دارم از جهان ، نامردمي از هر کران ، آتش به دل ها مي زند

همچون زمين و آسمان ، ستاره هاي خون چکان ، سنگ مصيبت هر زمان ، بر سينه ي ما مي زند

آتش به دل ها مي زند !

***

دنيا به کام اهل ناز ، ما بي دلان اهل نياز ، اين قلب خونين باغ ما ، داغ شقايق داغ ما

اي عاشقان ، اي عاشقان ، گلايه دارم از جهان ، نامردمي از هر کران ، آتش به دل ها مي زند

آتش به دل ها مي زند !

***

ما خسته از رنگ و ريا ، با درد هر داغ آشنا ، اين آسمان را پر فروغ ، روي زمين را بي دروغ

خالي ز کين مي خواستيم ، نيک و نوين مي خواستيم ، زيباترين مي خواستيم

کي اينچنين مي خواستيم ؟!

***

روزي که قلب اين جهان ، با عشق و آزادي زند ، دنيا به روي مردمان ، لبخندي از شادي زند

اي عاشقان ، اي عاشقان ، از ياد ما ياد آوريد ! دلدادگان ، دلدادگان ، با ياد ما داد آوريد

از ياد ما ياد آوريد !

***

شادا که با يگانگي ، از بند غم رها شويم ، به رغم هر بيگانگي ، من و تو با هم ما شويم

شادا به روزي اينچنين ، چون ما چنين مي خواستيم ، آري همين مي خواستيم !

آري همين مي خواستيم !

 

آلبوم گلبانو

خاکي

آخرين تلاش

گلبانو

گلگشت

يگانگي

 سلام

چشمانت

اشک عاشق

نوشته شده توسط بهروز يگانه

ميلاد عشق پاک

موضوع : ميلاد ستار

روز تولد تو ، ميلاد عشق پاکه

براي شکر اين روز ، پيشونيم به خاکه ...

... و اينک ميلاد عشق پاک ، ميلاد او که بي مضايقه خوب است . او که جمع شاپره ها را به شبنم سحري صدايش ميهمان کرد و شگفتا از فصل خزان و آبان زرد که سرسبزترين بهار از آن روييد . آري دوستان ! چيزي بيش به سالروز تولد صداي بلورين ايران زمين در بيست و هشتم آبان ماه هزار و سيصد و بيست و هشت خورشيدي نمانده و ما از هم اکنون به پيشواز آن روز بزرگ مي رويم . روزي که مردي از تبار خورشيد ها ، سپيده دم ها و آيينه ها را تقديم زمينيان نمود : 

چه بي تابانه مي خواهمت اي دوريت آزمون تلخ زنده به گوري !

چه بي تابانه تو را طلب مي کنم !

بوي پيرهنت اين جا و اکنون .

کوه ها در فاصله سردند ...

دست در کوچه و بستر ، حضور مانوس دست تو را مي جويد

بي نجواي انگشتانت

جهان از هر سلامي خالي است !

سالروز تولد ستار عزيز ، نازنين صداي تکرار ناشدني موسيقي ايران ، با صدا و قلبي به وسعت کهکشان ها را در وهله ي نخست به خود ستار و خانواده ي محترمش و سپس به همه ي عاشقان و دلدادگان او شادباش عرض مي کنم و براي هنرمند جاودانه و محبوبمان سلامتي و طول عمر از خداوند منان آرزو دارم ، خداوندي که ستار را همچون موهبتي بي نظير تقديممان کرده و به راستي اگر صداي او نبود به کدامين نواي اهورايي گوش مي سپرديم که اين چنين ما را سرخوش و مدهوش کند ؟!

***

مرا بخت تماشاي تو بخشيدند و ،

بر جان و جهانم نور پاشيدند !

تو را هم ، ارمغاني خوشتر از جان و جهان دادند :

دلت شد چون صدف روشن

به مرواريد مهر امروز !

***

همان طور که پيشتر به دوستان وعده داده بودم در اين پست چندين سورپريز به عنوان هديه ي سالروز تولد ستار عزيز براي دوستان خواهم داشت که اينک پيش روي شماست و تصديق مي فرماييد که چيزي بيشتر از چندين سورپريز است ! پنج ترانه ي زيبا و بسيار کمياب ، شانزده پوستر چشم نواز و بي نظير ، پنج ويدئو کليپ قديمي و يکصد عکس زيبا از ستار که اميدوارم مورد پسند و عنايتتان واقع گردد . ضمنا اين مژده را نيز به دوستان عزيز بدهم که لحظه ي موعود نزديک است و آلبوم جديد ستار به نام گلبانو با هشت ترانه ي جديد و زيبا در راه است ( با نام هاي : خاکي ، گلبانو ، سلام ، آخرين تلاش ، گلگشت ، يگانگي ، اشک عاشق و چشمانت ) که طبق گفته ها و شنيده ها پس از عيد فطر منتشر خواهد گشت و به انتظار چندين ساله ي عاشقان ستار پايان خواهد بخشيد که به محض انتشار اين آلبوم حتما درباره ي آن برايتان خواهم نوشت :

ميان خورشيد هاي هميشه

صداي تو لنگري است

خورشيدي که از سپيده دم همه ي ستارگان

بي نيازم مي کند !

ترانه هاي کمياب ستار

خواب نما

تويي که اومده بودي از هميشه

روي بيگانه نداري ، گفتم اين اومده خويشه !

رمز و راز زندگيمو هر چي بود خوندم و خوندم

هر چي داشتم و نداشتم زير سقف تو نشوندم

من با نبض تو زمان عمرو اندازه کردم

در قلبمو براي غم تو دروازه کردم

***

تويي که چشم تو خواب و مونسي واسه يه دلتنگ

شب و روز خالي من نشه تکرار يه آونگ

اومدي که زير يک سقف بهترين جفتو بسازي

هر چي داري و نداري توي اين قصه ببازي

من ساده باورم شد ، که تو بن بست تويي راهم

همه شعرامو تو ديدم ، پيش شعرام روسياهم ! 

***

بعد من هر کسي روزي ، من غمزاده رو پرسيد

بگو عاشقي تو قعر پيله ي سادگي پوسيد

بگو مرد ساده اي بود ، تکيه داد به پشتي باد

عشقو سنگواره نديد و به نماز آينه ايستاد

بنويس تو قصه نامه ت شاعري با تو درخشيد

از تو بود و به تو آخر نفس شعرشو بخشيد !

هموطن

من مي خوام حرف بزنم ، با تو اي هموطن خوب و نجيب

من مي خوام حرف بزنم ، با تو اي با من آشنا غريب

بيا پرواز بکنيم با هم از دوزخ نيرنگ و فريب

بده دستاتو به من ، ما نه دشمن هم هستيم نه رقيب !

من و تو هموطنيم ، مثل يک روح و تنيم

***

تا به کي دشمني و کينه و نفرت ؟

تا به کي بيگانه با هم توي غربت ؟

تا به کي حرف من و تو گله باشه ؟

بين دستامون چرا فاصله باشه ؟

من و تو هموطنيم ، مثل يک روح و تنيم

غريب

خدايا من در اين غربت اسيرم ، برم ايرون که دلداري بگيرم

برم ايرون کنار يار جوني ، که آب و خاک غربت کرده پيرم

خدايا من غريب ، يارم غريب ، هر دو غريبيم

گرفتار دل ديوونه ي عاشق فريبيم !

***

عجب بر چشم مستت مستم اي گل ! عجب کاري تو دادي دستم اي گل !

در اين شهر قشنگ پر ستاره ، به روي ماه تو دل بستم اي گل !

خدايا من غريب ، يارم غريب ، هر دو غريبيم

گرفتار دل ديوونه ي عاشق فريبيم !

***

به دردم آي به دردم آي به دردم ، غريبم ، عاشقم ، رو بر نکردم

گل خوشرنگ من رو بر نگردون ، مي خوام پروانه شم دورت بگردم

خدايا من غريب ، يارم غريب ، هر دو غريبيم

گرفتار دل ديوونه ي عاشق فريبيم !

***

دو تا عاشق دو تا دلخون من و تو ، بتر از ليلي و مجنون من و تو !

کتاب عشقو خوندم صد بار از سر ، نديدم عاشقي همچون من و تو

خدايا من غريب ، يارم غريب ، هر دو غريبيم

گرفتار دل ديوونه ي عاشق فريبيم !

فريب

از فريب بي شمار زندگي

آخ که باختم در قمار زندگي !

ذره ذره ، قطعه قطعه ، سکه سکه

زندگيمو دادم از کف تکه تکه

توي خواب بي خيالي ، غوطه خوردم دست آخر ، هستي باختم

هر چي داشتم ، هر چي کاشتم ، هر چي گفتم ، بي خبر در مستي باختم !

***

آرزويي مانده در سر ، آرزوي يک قمار تلخ ديگر

با تمام خستگي ها ، مي نشينم تا ببازم برگ آخر

توي خواب بي خيالي ، غوطه خوردم دست آخر ، هستي باختم

هر چي داشتم ، هر چي کاشتم ، هر چي گفتم ، بي خبر در مستي باختم !

اين خانه قشنگ است !

اين خانه قشنگ است ، ولي خانه ي من نيست !

من خانه به دوشم

اين خاک فريباست ، ولي خاک وطن نيست

من با که بجوشم ؟!

***

همسايه زبان من سرگشته نداند

من با که بگويم ؟

هر در که زنم تا لب خود باز گشايم

گويند که تو اهل کجايي ؟

بغضم به گلو مي شکند ، آرام ندارم

غمگين و خموشم

***

اين خانه قشنگ است ، ولي خانه ي من نيست

من خانه به دوشم

اين خاک فريباست ، ولي خاک وطن نيست

من با که بجوشم ؟

***

اي کاش وطن زود از اين غم به درآيد

اين شام سحر گردد و اين غصه سرآيد

تا من به صد اميد بگيرم ره خانه

چشم از همه زيبايي اين خاک بپوشم

***

اين خانه قشنگ است ، ولي خانه ي من نيست

من خانه به دوشم

اين خاک فريباست ، ولي خاک وطن نيست

من با که بجوشم ؟!

از صداي سخن عشق نديدم خوشتر

موضوع : بررسي اشعار ترانه هاي ستار

پيش از اين اشاره شد که شعر يک ترانه در موفقيت آن آهنگ نقش بسيار مهمي را ايفا مي کند و يکي از سه ستون اصلي يک ترانه البته شعر آن است که اگر با ملودي و صداي خواننده به خوبي هماهنگ شود آن گاه است که ماندگاري و موفقيت آن ترانه را به همراه خواهد داشت و اگر يکي از اين سه ستون اصلي داراي زيبايي و صلابت لازم نباشد ، کليت ترانه نيز داراي اشکالاتي خواهد گشت و شايد هرگز در ميان اهل موسيقي مقبوليتي نيابد . البته گاهي ملودي يک ترانه و صداي خواننده به قدري تاثير گذار است که با و جود شعر ضعيف يا متوسط باز هم آن ترانه زنده و ماندگار مي ماند که نمونه ي خوب اين موضوع ، ترانه ي معروف شازده خانم ستار مي باشد که با وجود داشتن شعري متوسط که اصطلاحاتي عاميانه و پيش پا افتاده نيز در آن به چشم مي خورد ، اما در کليت اثر و هنگامي که با يک ملودي زيبا و مناسب و صداي دلنشين ستار همراه شده به يکي از محبوب ترين ترانه هاي ستار بدل گشته است . اهميت اين موضوع ، يعني تاثير شعر يک ترانه در موفقيت و ماندگاري آن انگيزه اي شد تا در اين قسمت ترانه هاي ستار را از اين ديدگاه - البته با رعايت اختصار - مورد بررسي دقيق تري قرار دهم .

پيش از شروع اين بحث بايد نکته اي را يادآور شوم : هنگامي که از شعر ترانه سخن گفته مي شود منظور اشعاري است که اختصاصا براي ترانه يا تصنيف سروده مي شوند که شايد مقايسه ي اين گونه اشعار با شعر کلاسيک يا نوين فارسي منطقي به نظر نرسد ، زيرا در سرودن شعر کلاسيک معيارها و هنجارهايي وجود دارد که رعايت آن ها در شعر ترانه چندان لزومي ندارد . براي مثال استفاده ي بيش از حد از زبان محاوره اي و اصطلاحات عاميانه ، روزمره و فولکلوريک در شعر کلاسيک چندان مرسوم نيست ، حال آن که در شعر ترانه به وفور ديده مي شود . همچنين رعايت برخي از قواعد شعري مانند وزن و قافيه در شعر کلاسيک و سنتي الزامي است ، در حالي که در شعر ترانه گاهي اختلالات و مشکلاتي در وزن يا قافيه ديده مي شود که توجيه پذير است . براي مثال به بيت زير از ترانه ي آوازه خوان ستار توجه کنيد که قافيه در اين بيت با توجه به تعريفي که از آن ارائه گشته رعايت نشده است ، بدين معني که واژه هاي التماس و گناه که در شعر کلاسيک قافيه محسوب نمي شود در اين بيت به عنوان قافيه مورد استفاده قرار گرفته است :

                                               نه آبرو فروختم ، نه التماس کرده ام

آوازه خوان عاشقم ، آيا گناه کرده ام ؟

البته اين سخن بدان معني نيست که در شعر ترانه رعايت قواعد و الزامات شعري اصلا لازم نيست ، ولي به هر حال تفاوت هاي زيادي با شعر کلاسيک و سنتي دارد و چه بهتر که شعر ترانه نيز از اين قواعد و قوانين پيروي نمايد . اما با همه ي اينها بايد گفت که سرودن شعر ترانه کار ساده اي نيست و نياز به تخصص و ممارست فراوان و آشنايي کامل با رموز و ريزه کاري هاي موسيقي دارد و از همين جاست که مي بينيم در اين قلمرو ، يعني سرودن شعر ترانه تنها تني چند موفق گشته اند و آثار زيادي در اين زمينه خلق نموده اند که از معروف ترين آن ها مي توان به افرادي همچون : اردلان سرفراز ، ايرج جنتي عطايي ، شهيار قنبري ، زويا زاکاريان و چند تن ديگر اشاره نمود که البته اين افراد در زمينه ي شعر کلاسيک نيز آثاري آفريده اند اما عمده تخصص آن ها در زمينه ي سرودن شعر ترانه مي باشد .

همچنين نيازي به بيان اين نکته نيست که اشعار زيادي نيز که در قلمرو شعر کلاسيک يا سنتي يا شعر نو پديد آمده اند گاه دستمايه ي خلق يک ترانه قرار مي گيرند و آثار بسياري از خوانندگان از جمله ستار با استفاده از همين گونه اشعار آفريده شده است ، اما آن چه که مهمتر از همه ي اين هاست آن است که شعر چه از نوع کلاسيک يا غير آن باشد هنگامي ارزشمند است که حاوي مضمون و محتوايي عميق و پر مغز باشد و خوانندگاني بيشتر موفق هستند که اشعار پر محتوا و وزين را گلچين نموده و صداي زيباي خود را با خواندن اشعار بي محتوا به هدر ندهند و براي يک خواننده مايه ي افتخار است که ترانه هاي او با صفاتي همچون پر محتوا و پر مفهوم توصيف گردد و خوانندگاني که اشعار بي محتوا را براي خواندن بر مي گزينند مسلما براي هنر و صداي خود ارزشي قائل نيستند و جاي بسي خوشوقتي است که ستار نيز در بسياري از ترانه هاي خود چنين کرده و اشعار پر محتوايي را از شاعراني مطرح براي خواندن برگزيده است که مسلما اين گونه از ترانه هاي وي دلچسب تر و زيباترند و در موسيقي ما ماندگار و جاودانه خواهند ماند ، ولي برخي از اشعار ترانه هاي او نيز از اين نظر دچار ضعف هايي هستند که همين موضوع باعث گشته گاه ملودي زيباي اين گونه ترانه ها و صداي دلنشين ستار بر روي مخاطب تاثير چنداني نداشته باشد که به عنوان مثال مي توان به ترانه ي عجب چشايي داري اشاره کرد که هر چند ملودي و تنظيم زيبا و اجراي ماهرانه ي ستار در آن به چشم مي خورد ولي از آن جايي که شعر آن چندان زيبا و جذاب نيست اين ترانه در زمره ي آثار متوسط و يا حتي ضعيف ستار ارزيابي مي شود .

به طور کلي مي توان گفت که اشعار ترانه هاي پيش از انقلاب ستار سخت تر و زيبا تر از ترانه هاي پس از انقلاب وي مي باشد و با سبک اصيل ستار که وقار و متانت بارزترين ويژگي آن است همخواني بيشتري دارد و به هر يک از ترانه هاي آن دوره ي ستار که بنگريم بجز در معدودي از آن ها به نام شاعراني برجسته برمي خوريم که زيباترين اشعارشان را براي ترانه هاي ستار سروده اند . به ترانه ي وارث بنگريد که اردلان سرفراز جاودانه سرود عشق را در آن سرداده و يا ترانه ي باج از شهيار قنبري با شاه بيت هايي نظير :

راه سفر عاشق از گردنه بندان پر

نامردم اگر از خون اين باج نپردازم

شايان ذکر است که اردلان سرفراز در ترانه هاي جاودانه ي دوره ي اول فعاليت هنري ستار بيشترين نقش را داشته و بسياري از ماندگارترين ترانه هاي ستار در اين دوره سروده ي اوست . ترانه هايي همچون : دشمن ، بهت ، غزل ، عسل ، دلتنگي ، شب ويروني ، صداي بارون ، عروسک ، يکي به شکل خود من ، بت شکن ، مرا درياب ، زخم و ... و نيز شاه ترانه هاي ستار پس از انقلاب همچون ترانه ي مطرب نيز آفريده ي طبع وي هستند . همچنين تمام اشعار آلبوم ستاره بازي که همگي از آثار در خور توجه و ارجمند اردلان سرفراز مي باشند . پس از وي مي توان از ايرج جنتي عطايي نام برد با خلق اشعاري همچون خانه به دوش ، شب و ديوار ، خونه ، مرثيه و فاتح که همگي از دلپذيرترين ترانه هاي پيش از انقلاب ستار هستند . شهيار قنبري نيز تعدادي از خوش آهنگ ترين اشعار ترانه هاي ستار را سروده که در راس آن ها اشعار بي نظيري همچون : شام آخر ، باج و هنوز ( شب و شام ) خود نمايي مي کند :

ساعت عزيمت تو ، ميشه انتها نباشه

ميتونه زوال شب بو ، بغض باغ ما نباشه

از شاعران ديگري که نمي توان به سادگي از ميان سرايندگان اشعار ترانه هاي ستار در پيش از انقلاب از آن ها گذشت مي توان به اين افراد اشاره کرد : منصور تهراني ( سرسپرده ، يوسف گمگشته ، گلنار ، روايت ، جنوبي ) ، سعيد طبيبي ( همسفر ، گل کاغذي ) ، فرهنگ قاسمي ( همزاد ، شکوه ، بيگانگي ) ، عليرضا نوري زاده ( زنگ حساب ) ، داوود رحيمي ( نفرين ) ، محمد علي بهمني ( از تو خوندن ) و محمد صالح علا ( منو نترسون ، شازده خانم ) . مي بينيد که در ترانه هاي اين دوره ي ستار بيشتر با شاعران و ترانه سرايان نامور که اکثر آن ها در سرودن شعر ترانه از بهترين ها هستند مواجهيم و به نظر من درصد اشعار ضعيف در ميان اين ترانه ها بسيار اندک است و شايد بتوان گفت تنها شعر ضعيفي که در اين ميان به چشم مي خورد شازده خانم سروده ي محمد صالح علا است که تازه اين شعر نيز آن چنان ملودي زيبا و صداي دلنشيني را در کنار خود مي بيند که از معروف ترين و محبوب ترين ترانه هاي ستار مي گردد .

در ميان اشعار ترانه هاي پس از انقلاب ستار نيز به شعرهاي زيبا و پر محتوايي برمي خوريم که عمده ي اين ترانه ها موفقيت و محبوبيت بيشتري کسب نمودند که خود نشانه ي اهميت شعر در خلق يک ترانه است که من به تعدادي از اين قبيل ترانه هاي ستار که داراي اشعار مقبول و پرمحتوايي هستند اشاره مي کنم : خاک خسته ، اي کاش ، گل کينه ، نارفيق ، طلاق ، يکشبه ، تکرار ، گل پونه ، بلوغ ستاره ، مطرب ، هواي عشق ، رقيب ، شناسنامه ، زندان آزادي ، مادر ، پروانه ، پيله ، قصه ي ما و بسياري ديگر . ستار همچنين از شاعران بزرگ شعر کلاسيک فارسي نيز اشعاري برگزيده و اجرا نموده است که برخي از آن شاعران عبارتند از : حافظ ( پند حافظ ، مسلمانان ، غم مخور ، صيد دل ) ، سعدي ( سفر ، مهر دوست ) ، رهي معيري ( اشک ) ، حميد مصدق ( قصه ي ما ) و معيني کرمانشاهي ( بهار من گذشته شايد ) و نيز شاعراني که سطح اشعاري که براي ترانه سروده اند از اشعار کلاسيک يا نيمايي آن ها بالاتر است ، نظير : هما مير افشار ( آمدي ، دو پرنده ، نماز عشق ، اي عاشقان ، طلاق و بسياري از ترانه هاي آلبوم بي عشق هرگز ) و هديه ( گل ناز ، عمو نوروز ، آشتي ، سپيد و سياه ) . تنها نقطه ي تاريکي که در کارنامه ي هنري ستار ديده مي شود انتخاب برخي از اشعار و ملودي هايي است که سطح هنري نازلي دارند که من قبلا در اين باره مطالبي را به عرضتان رسانده ام و تعدادي از آن ترانه ها را نام بردم که همه ي آن آثار نسبتا ضعيف در وهله ي اول داراي اشعار کم مايه و متوسطي مي باشند که سهم عمده اي در ضعف و کم اثري اين ترانه ها ايفا نموده است .

بنابراين يکي از نکات مهمي که اکنون براي ستار عزيز ما ضروري به نظر مي رسد آن است که اشعاري را براي ترانه هاي خود برگزيند که حاوي مضموني بلند و انديشه اي والا باشد و بسيار خشنودم که در ترانه هاي جديد ستار اين نکته رعايت گشته و وقتي ترانه هايي همچون نماز عشق ، شهبانو و خاکي را مي نگريم همگي از اشعاري مقبول و زيبا که برازنده ي شخصيت ستار نازنين هستند برخوردار مي باشند که اينک من دو نمونه از اين قبيل ترانه هاي ستار را که داراي اشعار پر معني و مملو از احساس مي باشند در اينجا برايتان مي نگارم که دنيايي از معنا و احساس در آن ها نهفته است و شاعر با زيبايي هر چه تمام تر از عشق و درد و رنج آن و نيز عواطف لطيف انساني در آن ها سخن رانده است که اين دو ترانه عبارتند از نماز عشق و اشک که من بخشي از تصنيف اين ترانه ها را نيز براي دانلود خواهم گذاشت و مطمئنم که همه ي دوستان پس از شنيدن آن ها با من هم عقيده خواهند گشت و ايمان دارم که ستار عزيزمان از اين پس تنها چنين اشعاري را براي ترانه هاي ارجمند خويش برخواهد گزيد .

نماز عشق

خدايا گر تو درد عاشقي را مي کشيدي

تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي

اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي

پشيمون مي شدي از اين که عشقو آفريدي !

***

خدايا عاصي و خسته به درگاه تو رو کردم

نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم

دلم ديگر به جان آمد در اين شب هاي تنهايي

بيا بشنو تو فريادي که پنهان در گلو کردم

***

بگو هرگز سفر کردي ؟ سفر با چشم تر کردي ؟

کسي را بدرقه با اشک تو با خون جگر کردي ؟

ز شهر آرزوهايت به ناکامي گذر کردي ؟

گل اميدتو پرپر به خاک رهگذر کردي ؟

***

خدايا گر تو درد عاشقي را مي کشيدي

تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي

اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي

پشيمون مي شدي از اين که عشقو آفريدي !

اشک

اشکم ولي به پاي عزيزان چکيده ام

خارم ولي به سايه ي گل آرميده ام

با ياد رنگ و بوي تو اي نوبهار عشق !

همچون بنفشه سر به گريبان کشيده ام

چون خاک در هواي تو از پا فتاده ام

چون اشک در قفاي تو با سر دويده ام

من جلوه ي شباب نديدم به عمر خويش

از ديگران حديث جواني شنيده ام

از جام عافيت مي نابي نخورده ام

وز شاخ آرزو گل عيشي نچيده ام

موي سپيد را فلکم رايگان نداد

اين رشته را به نقد جواني خريده ام

اي سرو پاي بسته به آزادگي مناز

آزاده من ، کز همه عالم بريده ام

گر مي گريزم از نظر مردمان رهي

عيبم مکن ، کآهوي مردم نديده ام

همين جا از دوستان گرامي مي خواهم که مرا در اين مسير تنها نگذارند و هر گونه مطلبي را که مي تواند به طريقي راهگشاي اين وبلاگ باشد براي من بفرستند ، زيرا اين وبلاگ نه متعلق به من بلکه از آن همه ي عاشقان و هواداران ستار عزيز است .

***

در سايت ايرانيان ترانه اي ديدم به نام تصوير يک فصل با صداي ستار و نلي ...

***

موضوع: ترانه هاي کمياب ستار  

صدا کن مرا

صداي تو خوب است !

صداي تو سبزينه ي آن گياه عجيبي است

که در انتهاي صميميت حزن مي رويد

در ابعاد اين عصر خاموش

من از طعم تصنيف در متن ادراک يک کوچه تنهاترم

بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است

و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي کرد

و خاصيت عشق اين است !

***

چشم هاي تو ، بود و نبود ، جنوبي ، افسانه ي هستي ، خونه و زندگي همگي نام هايي آشنا براي عاشقان صداي ملکوتي ستار هستند . ترانه هايي خاطره برانگيز و کمياب که اتفاقا در هيچ يک از آلبوم هاي فعلي ستار نيز يافت نمي شود و تنها در آلبوم هاي قديمي ستار که به صورت نوار کاست عرضه مي گرديد و اکنون نيز در دسترس همگان نيست وجود دارد و برخي از آن ها مانند ترانه ي خونه حتي در آلبوم هاي قديمي ستار نيز نيست و بسيار کمياب است و مطمئن هستم که بسياري در حسرت گوش سپردن به اين ترانه هاي جاودانه و کم نظير و قرار دادن آن ها در آرشيو خود مي باشند . همچنين دوستان فراواني از طريق ايميل از من درخواست برخي از اين ترانه ها را نموده بودند که همين مطلب باعث گرديد که تصميم بگيرم تعدادي از اين ترانه هاي کمياب را که در اختيار داشتم براي عاشقان صداي ستار آپلود کرده و در وبلاگ قرار دهم و مطمئن هستم براي کساني که قدر و ارزش اين ترانه ها را مي دانند بسيار دلپذير و جذاب خواهد بود .

گفتني است اين شش آهنگي که اينک مي بينيد همگي از شاهکارهاي ستار هستند و من بسيار خوشوقتم کساني که سال ها در حسرت شنيدن و داشتن آن ها بودند اينک به راحتي به اين ترانه هاي زيبا دسترسي دارند و چون خود من مرارت هاي بسياري براي يافتن آن ها تحمل کرده ام برايم بسيار دلنشين و خوشايند است که آن ها را در اختيار دوستان عزيزم قرار دهم . در اين جا لازم مي بينم که از دوستان گرامي و نازنينم آقايان وحيد و هادي بيات که از سرسپردگان و عاشقان ستار عزيز مي باشند و من همواره شرمنده ي الطاف و محبت هاي اين عزيزان بوده ام کمال تشکر را نمايم . از مزاياي اين وبلاگ يکي همين است که من از اين طريق با دوستان بسياري آشنا گشتم و دايره ي رفاقتمان اکنون بسيار گسترده گشته است که دو نمونه از آن ها وحيد و هادي عزيز هستند و اگر گشايش اين وبلاگ همين يک مزيت را داشته باشد من را بس !

چشم هاي تو

من نگاهتو مي خواستم که قشنگ ترين غزل بود

صحبت از فاجعه ي عشق با من از روز ازل بود

من يه عاشق غريبم با دلي خون و شکسته

اشک من اشک غروبه رو تن پيچک خسته

***

آخ که چشمات چه قشنگ بود با غزل هاي نگاهت

آب مي شد دلي که سنگ بود

آخ که چشمات چه قشنگ بود !

چه قشنگ بود حرف چشمات با نگاه عاشق من

کاش مي موند هميشه باقي لحظه هاي با تو بودن

***

ديگه بي تو هميشه فکر رفتن رو دارم

اگه امروز بمونم ، واسه فردا چي دارم ؟

پس چرا بايد بمونم ، من که تو سينه ي آهم ؟

پس چرا بايد بمونم ، من که تو رنگا سياهم ؟

حالا من خسته از اين راه ، مي کَنم قلبمو از جا

شايد اين قصه ي کوتاه ، سهم من بوده تو دنيا !

 بود و نبود

تو چون بودي ، با تو تنها بودم

تو خاموش و من هم گويا بودم

تو چون رفتي ، من سراپا دردم

چو باز آيي ، خاکستر سردم

***

نه آن ابرم که دهم به جهان ثمري

نه آن برقم که بود به سرم شرري

مگر دودم يا رب !

نه بارانم که گلي دمد از نفسم

نه طوفانم که بلا رسد از هوسم

چه نقشي بودم يا رب !

جنوبي

تو مث غروب ده ساده و ساکت و غريبي

مثل بارون پر نعمت ، مثل راهب نجيبي

من دل خسته ي عاشق به تو لبريز نيازم

تو برام بمون تا من ، خونمو تو دهت بسازم

تو پر از خواستني هستي ، مثل ده ديدني هستي

تو برام قشنگ تريني ، تو پناه آخريني

***

من و تو رابطمون مثل هوا با تن برگه

تنامون عاشق موسيقي بارون و تگرگه

تو و من يه همصداي عاشقيم ، اجنبي نيستيم

ترس بي تو زنده بودن برا من وحشت مرگه !

تو پر از خواستني هستي ، مثل ده ديدني هستي

تو برام قشنگ تريني ، تو پناه آخريني

***

اهل هر مذهب و مسلکي مرامت خوبه

تو اصالتت سجل نخل سرسبز جنوبه

برگ شمشادي و بوت ، عطر گل محمدي

آرزوم موندن با تو ، همه ي صبح و غروبه

تو پر از خواستني هستي ، مثل ده ديدني هستي

تو برام قشنگ تريني ، تو پناه آخريني !3

 افسانه هستي

گذشت افسانه ي اين عمر کوتاه

نشد کس از دل تنگ من آگاه

تو را همراه مي دانستم ، افسوس

تو هم بودي رفيق نيمه ي راه

تا ديار نيستي راهي نمانده

در سراي سينه جز آهي نمانده

حاصلي از عمر کوتاهي نمانده !

***

به درياي طوفاني زندگاني ، شکسته چرا زورق مهرباني

در اين شهر سر تا به دامن خموشي ، بيا مردم از دوري مهرباني

خدايا فراموشيم ده ، لب بسته خاموشيم ده

چه حاصل ز هشياري دل ؟ ، تو مستي تو مدهوشيم ده

خدايا چه مي شد که دستي ، ز من اين محبت بگيرد

دل با همه مهربونم ، در اين سينه روزي بميرد ؟

خدايا فراموشيم ده ، لب بسته خاموشيم ده

چه حاصل ز هشياري دل ؟ تو مستي تو مدهوشيم ده

 خونه

خونه اين خونه ي ويرون ، واسه من هزار تا خاطره داره

خونه اين خونه ي تاريک ، چه روزايي رو به يادم مياره

اون روزا يادم نميره ديوار خونه پر از پنجره بود

تا افق همسايه ي ما دريا بود ، ستاره بود ، منظره بود

خونه خونه جاي بازي ، براي آفتاب و آب بود

پر نور واسه بيداري ، پر سايه واسه خواب بود

***

پدرم مي گفت قديما کينه هامونو دور انداخته بوديم

توي برف و باد و بارون ، خونه رو با قلبامون ساخته بوديم

خونه عشق مادرم بود که تو باغچه ش گل اطلسي مي کاشت

خونه روح پدرم بود ، چيزي رو همپاي خونه دوست نداشت

خونه خونه جاي بازي ، براي آفتاب و آب بود

پر نور واسه بيداري ، پر سايه واسه خواب بود

***

سيل غارتگر اومد ، از تو رودخونه گذشت

پلا رو شکست و برد ، زد و از خونه گذشت

دست غارتگر سيل ، خونه رو ويرونه کرد

پدر پيرمو کشت ، مادرو ديوونه کرد

حالا من موندم و اين ويرونه ها

پر خشم و کينه ي ديوونه ها

من زخمي ، من خسته ، من پاک

مي نويسم آخرين حرفو رو خاک

کي مياد دست روي دستم بذاره

تا بسازيم خونمونو دوباره ؟

زندگي

اون نگاه گرم تو جام شرابه

اما سرابه !

زندگي بي چشم تو رنج و عذابه

رنج و عذابه

با دلم بازي نکن ، عاشق و اسيره

ترسم بميره

يک شب از روي صفا اي بلاي دل

با ما وفا کن

يا وفا کن با دلم يا منو رها کن

يا دلم رها کن

مي شکني شيشه ي دلم ، قدرشو ندوني

قدرشو ندوني

مهربوني با همه ، با من و دل من نامهربوني !

نوشته شده توسط : بهروز يگانه

!!! اي نازنين شهبانو

موضوع: آهنگ شهبانو

اين جا ايران است

سرزمين خشت هاي گلي و ستون هاي استوار

سرزمين شقايق هاي هميشه سرخ و سروهاي هميشه سبز

اين جا ايران است

کشور اهورايي ايران

با مردماني چون کوه ها مقاوم

با دل هايي مهربان ، دستاني گرم و با محبت و گام هايي استوار

اين جا ايران است

سرزمين ايرج و سياوش و سهراب و آرش

سرزمين گيو و بابک و زرتشت

اين جا ايران است

سرزمين آن ها که ماندند ، آن ها که رفتند

آن ها که ماندند مي ايستند ، مي رزمند ، مي خندند ، مي گريند

آن ها که رفتند ، خاطره گذاشتند و رفتند

... و آلبوم جديد ستار به نام گلبانو در راه است . آلبومي که چند سالي است عاشقان سينه چاک صداي بلورين ايران زمين انتظار آن را مي کشند تا باز با جادوي صداي او سر بر اوج آسمان ها بسايند و مرهمي براي زخم هاي ديرين خود بيابند و دل و جان به آن بسپارند . آيا ستار در گلبانو انتظارات عاشقان خود را بر آورده ساخته ؟ هنوز نمي دانم . بايد اندکي ديگر به انتظار نشست و چشم به راه بود . اما ترانه اي بي نظير و شگفت در اين اواخر منتشر گشت و خط بطلاني کشيد بر سخن آناني که ستار را تمام شده مي انگاشتند و مي خواستند ، و گويا ديگر ستار را در خلق ترانه هاي جاودانه ناتوان مي پنداشتند . آري از شهبانو سخن مي گويم . جاودان ترانه اي که بي شک در کهکشان موسيقي اين کهن ديار تا ابد به يادگار خواهد ماند و طنين ماندگار ستار را که در آن مرثيه ي وطن را از جان و دل فرياد بر آورده براي هميشه در گنجينه ي گرانقدر خود جاي خواهد داد .

سخن گفتن از آلبوم گلبانو را به آينده اي نزديک که آلبوم منتشر گشت موکول مي کنم و در اين قسمت ، تنها از شهبانو که بي شک از بهترين ترانه هاي جديد ستار است سخن مي گويم . شهبانو آميزه اي شگفت از شعر ، موسيقي و صداست ، يعني همان سه فاکتور مهمي که در آفرينش يک اثر ماندگار حرف نخست را مي زنند و هريک بدون ديگري عقيم و بي تاثير است . شعر شهبانو ، شعري دردمندانه و موثر از همايون هوشيار نژاد و ملودي آن از حسن شماعي زاده است که با تجربه ي ساليان دراز يکي از بهترين آهنگ هاي خود را آفريده و با بهترين شيوه ي ممکن حس و حال شعر را در ملودي خويش متجلي ساخته و تيگران ساکيان نيز تنظيم حرفه اي اين ترانه را انجام داده است که همه ي آن ها نقش خود را که خوش نشستن شعر و ملودي بر روي يکديگر است به خوبي ايفا نموده اند ، اما آن چه شعر و ملودي زيباي شهبانو را بارور ساخته و به ثمر نشانده همانا صداي بي همتاي ستار است که با اوج و فرود بي نظير خود در اين ترانه ي ماندگار بر تار جان ها نواخته و نوايي سخت دلنشين را پيشکش همه ي عاشقان وطن نموده است .

شهبانو با تصويري رويايي و زيبا آغاز مي گردد . تصويري از کاخ پادشاهي و پايتخت شاهي ايران زمين ، در شب ميلاد نور و روشنايي و در روزگاري که قحطي سياهي بود . آري در اين شب و در سرزمين اهورايي ايران زني فرهيخته و فرهنگ دوست با نام شهبانو مادر ملتي رنج ديده گرديد تا با مهر آريايي نويد بخش عشق و محبت به همه ي ايرانيان باشد . اين تصوير زيبا با ملودي آرام و طنين دل انگيز و ملايم ستار در آغاز اين ترانه خودنمايي مي کند :

 

 

در کاخ پادشاهي ، در پايتخت شاهي

در شب ميلاد نور ، در قحطي سياهي

با مهر آريايي ، مهربان بانو شدي

مادر ملتي با نام شهبانو شدي

اما افسوس که تند باد حادثه تمام آن روياهاي شيرين را بر باد داد . اين ياوه خلايق قدر خويش ندانستند و به اميد واهي داشتن ايراني بهتر کردند آن چه را که بايد نمي کردند . اکنون ديگر نه وقت بار عام و نه فرصت سلامي هست و از آن شکوه ديرين جز خاطره اي در يادها نمانده و درد و محنت در سراسر اين خاک خسته ترکتازي مي کند و به راستي آيا مي توان از اين همه مصيبت کلامي گفت ؟! اينجاست که ستار مادر گرامي ملت را که نماد شکوه از دست رفته ي ايران زمين است اينچنين مورد خطاب قرار مي دهد :

اي مادر گرامي ، همسر مرد نامي

رنجي که برده اي تو ، نداره التيامي

نه وقت بار عامي ، نه فرصت سلامي

از اين همه مصيبت ، نمي شه گفت کلامي

از اين جا ترانه لحني حماسي و کوبنده به خود مي گيرد و فرياد خشمگين ستار به اوج مي رسد ، آن چنان که ديده ها را نمناک و موي را بر بدن راست مي کند . آري اکنون از بي کسي ، خانه ي وطن را خاک تا زانو فرا گرفته و شکوه تخت جمشيد به تاراج آشنا رفته است . پايه ي تخت کورش که زماني زمامداران عالم سر بر آن مي ساييدند چوبه ي دار ما گشته و جهنمي به نام دين خدا بر پا شده است . پرچم شير و خورشيد بي يال و دم رها گشته و اکنون تنها چنگکي در ميان پرچم ايران خودنمايي مي کند !

 

مهر آفرين گلبانو ، اي نازنين شهبانو

خونه رو خاک گرفته ، از بي کسي تا زانو !

شکوه تخت جمشيد تاراج آشنا شد

پايه ي تخت کورش چوبه ي دار ما شد

پرچم شير و خورشيد بي يال و دم رها شد

جهنمي به نام دين خدا به پا شد !

آري ما رنج زيادي برده ايم ، از دنيا ضربه خورده ايم و از شکوه و بزرگي افتاده ايم ، اما هنوز نمرده ايم و بر پا هستيم و تشنه ي کارزار با آناني که ما را کوچک و خوار مي خواهند و از هر آن چه ابهت و عظمت گذشته را به يادمان مي آورد بيزارند . آنان که چهار شنبه سوري را آتش پرستي مي دانند و نوروز را بدعتي که بايد جاي خود را به فطر و غدير و قربان بدهد ! ولي ما نمرده ايم و نمي ميريم و در احياي دوباره ي ميراث وطن امتداد سبز بهار خواهيم شد :

رنج زيادي برديم ، از دنيا ضربه خورديم

افتاديم از بزرگي ، اما هنوز نمرديم

زنده به عشق ياريم ، تشنه ي کارزاريم

ما امتداد سبز دوباره ي بهاريم

مهر آفرين گلبانو ، اي نازنين شهبانو

خونه رو خاک گرفته ، از بي کسي تا زانو !

اکنون ديگر در سرزمين خورشيد نور و روشنايي يافت نمي شود ، اما چه بايد کرد ؟ آري شکسته ها شکسته و گذشته ها نيز گذشته و اکنون بايد به فکر آينده بود . پس بايد از سياهي ها گذشت و در راهي پا نهاد که سرانجام آن رسيدن به ايران اهورايي و پادشاهي است . ايراني که روزگاي بر مدار قدرت و شکوه مي گشت و آقاي جهان بود و پادشاهان روم و يونان سر بر تخت شاهان آن مي نهادند و از ترس ايرانيان يک شب نيز سر راحت بر بالين نمي نهادند . آري بايد برخاست ، غريد و مشت ها را گره کرد : من اگر برخيزم ، تو اگر برخيزي ، همه بر مي خيزند . من اگر بنشينم ، تو اگر بنشيني ، چه کسي برخيزد ؟ چه کسي با دشمن بستيزد ؟ چه کسي مي خواهد من و تو ما نشويم ؟ خانه اش ويران باد !

در سرزمين خورشيد اگر که روشني نيست

مثل تو عاشق مهر ، تو قصر عشق زني نيست

رو خط سرنوشته هر دوي ما نوشته :

شکسته ها شکسته ، گذشته ها گذشته

تا وقتي که به دل ها نويد عشقو ميدي

وقتي تو رو مي بينيم لبالب از اميدي

مي گذريم از سياهي ، پا مي ذاريم تو راهي

که مي رسه به مرز ايران پادشاهي

مهر آفرين گلبانو ، اي نازنين شهبانو

خونه رو خاک گرفته از بي کسي تا زانو !

شهبانو البته اولين ترانه ملي - ميهني ستار نيست و يقينا آخرين آن ها نيز نخواهد بود ، اما در اين که يکي از بهترين ترانه هاي ستار در اين زمينه است هيچ شکي نيست . همچنين من يقين دارم که آلبوم گلبانو نيز با داشتن ترانه هايي همچون خاکي رو سپيد خواهد گشت و عاشقان ستار و همه ي ملت ايران آن را با روي باز خواهند پذيرفت . مشتاقانه چشم انتظار گلبانو هستم تا بيش از اين درباره ي آن برايتان بنويسم ولي فعلا همين مختصر را از من بپذيريد تا وقت موعود فرا برسد که آن گاه بيشتر از گلبانو برايتان خواهم نوشت :

باش تا صبح دولتش بدمد

کاين هنوز از نتايج سحر است !

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 100% افزايش دهيد.

دوستان عزيز: اين وبلاگ خانه اي براي همه هواداران و عاشقان صداي بلورين موسيقي ايران دکتر ستار است و هدف از گشايش آن همانا اعتلاي نام بزرگ ستار و شناساندن اين ابرمرد عرصه صدا و ترانه به همه اقشار به ويژه نسل جوان و نيز محلي براي وفاق و همدلي طرفداران ستار مي باشد و بسيار خوشحال مي شوم که در اين مسير همه دوستان با من همقدم و همراه گردند تا با ياري يکديگر قدمي هر چند کوچک جهت اعتلاي نام ستار عزيز برداشته باشيم . بنابراين از همه دوستان تقاضا مي کنم هر گونه مطلبي را که در اين راه مفيد فايده است و مي تواند در اين مسير راهگشا باشد به آدرس ايميل اينجانب ارسال نمايند تا با نام خود ايشان در وبلاگ درج گردد . بنابراين مشتاقانه منتظر مقالات - گزارش ها - عکس - خبر - بريده روزنامه شعر و هر گونه مطلب ديگري از شما دوستان که بتوان در اين وبلاگ از آن استفاده نمود هستم تا با ياري شما عزيزان وبلاگي نمونه و در حد شان و آوازه ستار نازنين داشته باشيم . در پيمودن اين مسير ارزشمند همواره خود را نيازمند راهنمايي ها و مساعدت شما بزرگواران مي بينم و براي تحقق اين آرمان بزرگ دست همگي را به گرمي مي فشارم .

با تشکر . مديريت وبلاگ : بهروز يگانه

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/11ساعت 19:1  توسط بهروز یگانه  | 

علیرضا یگانه (زندگی لذتش به مبارزشه)

زندگی لذتش به مبارزشه

و اين راه پر مبارزترين راهه

حقیر علیرضا یگانه یکی از همراهان رشته رزمی کونگفو زیر نظر یارومه (استاد) نوروزی در خطه گلستان شهرستان گنبد کاوس به خود سازی تن و روان فعالیت دارم . بدین طریق خواستم تشکری داشته باشم از زحمات بیدریغ یارومه بزرگوارم آقای نوروزی و نیز در برابر شکوه و جلال ماندگار یارومه بزرگ جهانیان جناب استاد پرفسور ابراهیم میرزایی (بنیانگذار تز علمی کونگفو ( تو آ ) در ایران) تعظیم نمایم .

مدتيست با دوستان ورزشي و هيئتي عزيزم استادان سيد محمد عمادي و علي آقا اسلامي دان هاي يك و دو ي كونگفو كم و بيش مشغول تمرينات باشگاهي و آزاد هستم .(در باره قابليت هاي دوستان عزيزم علي و محمد بعداً بيشتر صحبت خواهم كرد) .

امشب یعنی پنجشنبه اول محرم آمدم تا دراین کوران برف و سرمای دیماه ۸۶ که بر کشور حکم شده بگویم محرم آمد و سیاه بپوشید و بر عزای سالار شهیدان اشک بریزید .

آمدم با جامه ای سیاه و شالبندی سرخ سرخی خون حسین ابن علی (ع) را رنگین تر کنم وماه خون و قیام ، ماه ییروزی خون بر شمشیر را تسلیت بگویم .

آمدم تا با جان و دل بگویم ولی صد افسوس که بحران سرمای طاقت سوز حاکم بر کشور و تداخل امتحانات تحصیلی ترم بیش از این بمن اجازه ی سخن نمیدهد . پس تا فرصت های بعدی به همین حد آغازین بسنده کرده و بسان گذشته ی پر جوش و خروش با سلاح طریقت راه و دانایی تن و روان به پیکار هیولای زندگی میروم .

 

من عصا و نور بگرفته بدست

شاخ گستاخی ات خواهم شکست

( ما کونگفو کاران در کشف نهادهای انسانی در اندیشه و بکوششیم )

همراه : علیرضا یگانه

 

حلول ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر بر مسلمانان جهان تسلیت باد

ای شیعیان به سوگ نشسته جامه های رنگی را از تن بر کنید

و

همانند ما کونگفوکاران سیاه پوش سیاه بپوشید

          

"علیرضا یگانه "بحران سرمای دیماه ۸۶

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 23:38  توسط بهروز یگانه  | 

لیست فیلمهای بهروز تا قبل از انقلاب

ليست فيلم هاي بهروز وثوقي

شماره

نام فيلم

كارگردان

سال ساخت

بازيگران

1

طوفان در شهر ما

ساموئل خاچيكيان

1337

بهروز، سپهرنيا، متوسلاني، رئوفي ، مهين ، سوسن آرمان ، روفيا ، اكبر خواجوي ، واهان ، دانشور

2

صد کیلو داماد

عباس شباويز

1340

بهروز، همايون ، ظهوري ، قهرماني ، كني ، پرخيده مقبلي ، مفيدي ، تاجي احمدي ، آذر، نيكخواه ، مقدم

3

گل گمشده

//

1341

بهروز، نصرا... كني ، مينو شفيع ، والي زاده ، آذر مفيدي ، نيكخواه ، شاه آبادي ، مينو ،عبدي ، جاسم

4

فرشته ای در خانه من

آراماييس آقاماليان

1342

بهروز،مينوچهروالي راده ، كني ، نادره ، مينو شفيع مينو، شهاب ،آذرحكمت شعار، ميناسيان، پروين بيات 

5

دختر ولگرد

//

1342

بهروز، پرخيده ، كني،رضاومينوشفيع، شهين ، واهان اميني ، اكبرهاشمي،مهري مهرنيا ، رقيه چهره آزاد

6

لذت گناه

سيامك ياسمي

1343

بهروز، ناصر، فروزان، نادره ، ظهوري ، سهيلا محمدعلي جعفري ، غياث ، گرامي ، خسروي

7

دزد بانک

اسماعيل كوشان

1344

بهروز، سهيلا ، ظهوري، نادره، فريبا خاتمي، بهمنيار سيمين عليزاده ، اسدزاده ، حسن رضايي ، محسني

8

عروس دریا

آرمان

1344

بهروز، آرمان، فروزان، ويگن، ايران دفتري، منصورطهماسبي، ابراهيم طهماسبي، هوشنگ اوج

9

امروز و فردا

عباس شباويز

1345

بهروز، كتايون، همايون، ظهوري، آرمان، سودابه جهانگير غفاري، پوران مهرباني، شهرام شكوفنده

10

20 سال انتظار

مهدي رئيس فيروز

1345

بهروز، رئيس فيروز، سارا، شهلا، محزون، آراسته، قدكچيان، شيري فرد، يدي، تبريزي، هوشمند، مفيدي

11

خداحافظ تهران

ساموئل خاچيكيان

1345

بهروز، بنايي ، دفتري ، ايران قاادري ، ساقي، جلال  مژگان ، اصلي ، ژاله ،محمد معيني ، ديناميك ، ماريا

12

هاشم خان

محمد زرين دست

1345

بهروز، ناصر، فروزان ، كتايون،هژيرداريوش ، يدي  جلال، احمد قدكچيان، خواجوي ، تجدد ،احمد قدكچيان

13

  ایمان

مهدي رئيس فيروز

1346

بهروز،همايون ،هوشنگ بهشتي ،ليلا فروهر، سودابه رئيس فيروز، علي تبريزي ،خليل طلايي،ايران قادري  

14

دالاهو

سيامك ياسمي

1346

بهروز،فروزان، خواجوي،آنوش،ظهوري،رفيع حالتي جهانگير غفاري ، ثريا ، ميترا ،لادن ، فيروز،رسولي

15

زنی بنام شراب

امير شيروان

1346

بهروز، فريبا خاتمي ،كتايون، علي محزون ، كهنمويي ايران قادري ، خواجوي،جنتي شيرازي ، حسن شاهين

16

وسوسه شیطان

محمد زرين دست

1346

بهروز، پوري بنايي ، جلال ، فرخ لقا هوشمند ، آنوش زرين دست ، مغفوريان ، مارينا متر ، ساجدي ، ژيان

17

بر آسمان نوشته

سيامك ياسمي

1347

بهروز، فروزان ، ظهوري ، ثريا بهشتي ، رفيع حالتي شهرام شبيري ، شيري فرد، آذر، سوسن ،هاله، رجبي

18

بیگانه بیا

مسعود كيميايي

1347

بهروز، قريبيان ، فرخ ساجدي ، مارينا متر اميرحسين حميدي ، كيومرث محمودي ، جلال پيشوائيان

19

تنگه اژدها

سيامك ياسمي

1347

بهروز، فروزان ، ظهوري ،همايون بهادران ، آذر توران مهرزاد ، نيكجومند، شاهين خو، رجبي، شاهين

20

دزد سیاه پوش

امير شيروان

1347

بهروز، بنايي ،ظهوري، عبدا... بوتيمار، گيتي فروهر كتايون ، صمد صباحي ، رياحي، هوشمند ،شيري فرد

21

دشت سرخ

احمد آقانيكيان

1347

بهروز،ايران قادري ، مارلين اشميت ، علي زندي شاندرمني ، شبيري ، ساقي ، حسن شاهين ، غياث

22

گرداب گناه

مهدي رئيس فيروز

1347

بهروز، پوري بنايي، جمشيد مهرداد، محمدعبدي، مينا طلايي ، ميري ، ميترا ، ستاره ، محسني ، رفيعي

23

من هم گریه کردم

ساموئل خاچيكيان

1347

بهروز، بنايي ، نيلوفر ، آرمان ، فرشيد فرزان ، منيژه ليلا فروهر ،احمد معيني ، ناظري،هلن ، كارمن ، هلن

24

هنگامه

ساموئل خاچيكيان

1347

بهروز،آذر شيوا ، نيلوفر ، واهان ، اينگردد ،آقا ماليان ميري ، كياني ، فروغ گرامي، محبوبه ، هنگامه ، زيبا

25

دنیای آبی

صابر رهبر

1348

بهروز، بنايي ، همايون ،جميله ، ماروتيان ، آراسته ، تجدد ، مهري مهرنيا، جنتي شيرازي، توروس، فرزين 

26

قیصر

مسعود كيميايي

1348

بهروز، ناصر ، مشايخي ، بهمن مفيد ، بنايي ، جلال سركوب ، دفتري ، شهرزاد ، حسن شاهين ، پورزاعي

27

پنجره

جلال مقدم

1349

بهروز، گوگوش، نوري كسرائي، رضياني ، ژاله علو خياط باشي،جهانگير فروهر، صبري، مهدوي، سوسن  

28

دوردنیاباجیب خالی

خسرو پرويزي

1349

بهروز، بنايي ، بيك ايمان وردي ، اسدزاده ،رامتين، پتر كريشنر، شاهين ، كريستا شول ، گونتر نوردف

29

رضا موتوری

مسعود كيميايي

1349

بهروز،بهمن مفيد ، فريباخاتمي ، نادره ، جلال، شاپور سعيد كنگراني،اميني،پروين ملكوتي،خانشهري،فيضي

30

طوقی

علي حاتمي

1349

بهروز، ناصر، بهمن مفيد ،آفرين ، نادره ، ژاله علو، سركوب، جلال،حسين گيل،آراسته ، نصرتي ، رسولي

31

قهرمانان

ژان نگولسكو

1349

بهروز، الكه زومر،استوارت ويتمن ،كورت يورگنز، جيم ميچم ، بنايي ، دفتري جلال ، همايون ، يدي و...

32

لیلی و مجنون

سيامك ياسمي

1349

بهروز، بيك ،آفرين، ليلافروهر، همايون ،آرمان، علو، صفائي پور ، حالتي ، قدكچيان ، سيمين غفاري ، بلور

33

داش آکل

مسعود كيميايي

1350

بهروز، بهمن ، مري آپيك ،جهانگيرفروهر، كهنمويي، جلال ، متين ، فقيه ، علو ، كياني ، نادري ، احمدي

34

رشید

پرويز نوري

1350

بهروز، بهمن مفيد ، ايران قادري ، زري خوشكام ، جلال پيشوائيان، ميرمحمد تجدد

35

فرار از تله

جلال مقدم

1350

بهروز، داود رشيدي ، نيلوفر، شهرزاد ،                 عباس ناظري ، جلال پيشوائيان

36

یک مرد ویک شهر

امير شروان

1350

بهروز، بيك ايمان وردي ، مرجان، گيتي فروهر،جلال گرجي ، آرمان ، ژيلا، پرويز جعفري ، روشنك ،فراز

37

بلوچ

مسعود كيميايي

1351

بهروزوثوقي، چنگيزوثوقي ، بهزاد وثوقي ، ايرن ، جلال ، منوچهرفريد ، صابري ، احمدهاشمي ، عشقي

 

 

38

دشنه

فريدون گله

1351

بهروز ، فروزان ،گيل ، جلال ،گيتي فروهر، سركوب، شهاب ، نادري ، حاجيان ، صالح ، شيرازي ، يدي

 

39

غریبه

شاپور قريب

1351

بهروز ، نگار ،احمد معيني ،پرويز فني زاده ، غلام ديانا ، مشكين ،شاپوررهنما، يدي قاسمي

 

40

تنگسیر

امير نادري

1352

بهروز ،عنايت بخشي ، نوري كسرائي ، فني زاده ، يدي ، شهاب ، رخشاني ،اميرفضلي ، گرجي ، مفيدي

 

41

خاک

مسعود كيميايي

1352

بهروز ، قريبيان ، سعيد پيردوست، پروين سليماني ، گرجي ، والي ، جلال ، گيتي فروهر، شفايي ، ساغر

 

42

گرگ بی زار

مازيار پرتو

1352

بهروز ، والي ، آرام ، جلال ، شهرزاد ، تجدد ،  بهزاد فراهاني، عباس ناظري ، ذبيح پور ،شيري فرد

 

43

نفرین

ناصر تقوايي

1352

بهروز ، فخري خوروش،مشايخي،شيري فرد، محمدتقي كهنموئي ، محمد نوروزي ، علي دهقان

 

44

سازش

محمد متوسلاني

1353

بهروز ، كسرايي ، آرمان ،مهين شهابي ،نوش آفرين مجيد مظفري ، محمد ورشوچي ،گرجي ،صدري و.. 

 

45

ممل آمریکایی

شاپور قريب

1353

بهروز ،گوگوش، نادره، سمسارزاده، پروين سليماني گيتي فروهر ، مليحه نصيري ، گرجي،اسدزاده ، طناز

 

46

ذبیح

محمد متوسلاني

1354

بهروز ،مشايخي،عنايت بخشي،رضياني،گيتي فروهر جلال ، ثابت ، مصيبي ،كهن،آنيتا،احمدزاده ،رامين

 

47

کندو

فريدون گله

1354

بهروز ، رشيدي ،كرم رضايي ،پروين سليماني،جلال شيري فرد ، رضايي، شهاب،بيدگلي ، شهناز، هنگامه

 

48

گوزن ها

مسعود كيميايي

1354

بهروز ، قريبيان ، گرشا ، بخشي ، گرجي ، فني زاده محبوبه بيات ، پيردوست ، شفيعي ، عنايت بخشي 

 

49

همسفر

مسعود اسدالهي

1354

بهروز ،گوگوش ، نادره ، گرجي، مجيدمظفري،گرشا، سمسارزاده ، معيني ، كرم رضايي ، هدي ، شهاب

 

50

بت

ايرج قادري

1354

بهروز ، ناصر ،اميني ، سليماني،گيتي فروهر،حقدل، جنتي شيرازي ، مهدوي فر،زانيچ ، ژوبين ،ملكي

 

51

بت شکن

شاپور قريب

1355

بهروز ،مشايخي ، بخشي ،مليحه نصيري ، شهاب ، مختاري ، قاسم نمكي ، طاطايي ، حميدي ،هنگامه

 

52

ماه عسل

فريدون گله

1355

بهروز ،گوگوش ، مشايخي ، كرم رضايي،ابريشمي، نادره ، طلايي ، عاقيان ، ژروف ، روحي، صالحي

 

53

ملکوت

خسرو هريتاس

1355

بهروز ،انتظامي ، ژاله سام ،جمشيدگرگين،پناهنده، صابرآتشين،هدايت ا... نويد،سپيدنامه،پري اميرحمزه

 

54

سوته دلان

علي حاتمي

1356

بهروز ،مشايخي،شهره آغداشلو،آتش خير،مشكين، خوروش،جهانگيرفروهر،بصيري ،رقيه چهره آزاد

 

55

نفس بریده

سيروس الوند

1357

  

بهروز ، بهمن ، سپيده ، كيومرث ملك مطيعي، صادقي ، مختاري ، آرش تاج تهراني ، حق پرست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 22:42  توسط بهروز یگانه  | 

كنسرت بزرگ ستار در دبي

 

 

 

 

امروزه با توجه به جو حاکم بر مملکت ما و نبود تفریح

بسیاری از خانواده ها به شبکه های 24 ساعته دل خوش کرده اند که ... در بین کانال های متنوع نام های زیر پررنگ تر است ITN با مدیریت حمید شبخیز، IP با مدیریت مهران عبدشاه ، JAMEJAM کورش بیبیان، OITN نادر رفیعی و TAPESH با مدیریت امیرقاسمی و غیره . . . که از دید این حقیر حیات این تلویزیون ها شباهت زیادی به موضوع فیلم های وسترن دارد و در یک جمله: به دنبال پول بیشتر به قیمت نابودی نزدیک ترین دوستان و یاران.من مدتی است که تمامی صحبت ها و کارهای امیرقاسمی را زیر نظر دارم، او به قدری خطرناک است که دشمنی با او امنیت بیشتری دارد، این شخص هیچ گاه به بدی از کسی یاد نمی کند و همیشه اعتقاد دارد که با پنبه بهتر می توان سر برید، آیا تا به حال انسانی دیده اید که هر گاه با او رابطه خوب و نزدیکی برقرار می کنید با شما بد تا کند و هر گاه با او بد شوید او خوب ظاهرVشود؟؟؟امیرقاسمی این چنین موجودیست.

همانطور که می دانیم مدیر شبکه تپش تا کنون جسارت نزدیک شدن به خواننده ما را نداشته است، ولی چه بسا در آینده این کار را انجام دهد. به عقیده من که کار رسانه را تا حدودی می شناسم بسیاری از خوانندگان ما هنوز این شخص را نشناخته اند و متاسفانه در برنامه هایش شرکت می کنند و فرصتی به او می دهند تا قوی تر از گذشته مبادرت به شکستن قلب دیگری خواننده شود و این امر به وضوح مشاهده شده است.

چگونه است که شدید ترین جفا را به گوگوش کرده و همکاران گوگوش دست دوستی و صمیمیت با او می فشارند، چرا حق و حقوق ابی را می خورد و دوستان نزدیک ابی او را به عنوان کنسرت گزار و تبلیغ کننده کنسرت خود انتخاب می کنند؟

چگونه می شود این موجود عجیب آقای محمود قربانی را که به یک مهره سوخته تبدیل شده از کوچه پس کوچه ها پیدا کند و او را وسیله تخریب شهره قرار دهد و سپس شهره را نیازمند شرکت در برنامه اش برای دفاع از خود کند چرا باید در برنامه آنکات اینقدر هنرمندان را سوال پیچ کند و بپیچاند تا مسائل خصوصی را بازگو کنند و با آبروی آنها بازی کنند.

آیا اگر بعد از آن مسئله ای که با داریوش داشت و منجر به درگیری فیزیکی آنان گردید، همکاران داریوش از او حمایت می کردند الان امیرقاسمی به خود جرات می داد چنین کارهایی انجام بدهد ؟؟؟؟؟

آری دوستان، امیر قاسمی به تنهایی نمی تواند حریف چند سوپراستار شود. با امید به این که هنرمندان ما تامل بیشتری در مورد رفتار خود با امیرقاسمی داشته باشند.

از ستار دوستان عزیز به خاطر مطرح کردن این بحث که کمتر به ستار اختصاص داشت عذرخواهی می کنم.

دیگر بازدیدکنندگان بیان این مطالب را به حساب حمایت از دیگر مجریان تلویزیون نگذارند.

                                   ستار عزیز

شکوفایی هنر و موسیقی در دوران قبل از انقلاب بی بی سی فارسی : با صدائی که هنوز خواب آلود به گوش می آمد ستار را ساعت چهار صبح به وفت کالیفرنیا از بیدار کردیم تا سیلی از سوال های زنده تلفنی و ایمیل و اس ام اس را بر سرش بریزیم.نوندگان روز هفتم از سراسر ایران و اقصی نقاط دنیا هنگام صحبت با ستار ابراز احساسات کردند و از خاطره هائی گفتند که ترانه های ستار در طول دهه های گذشته برایشان آفریده است.

در این گفتگوی زنده تلفنی، ستاربه سوالهای جمع زیادی از طرفدارانش درباره زندگی خصوصی خود پاسخ داد. او 27 سال است که ازدواج کرده و یک دختر 24 ساله دارد که اخیرا فوق لیسانس گرفته است. ضمنا ترانه شازده خانوم که ستار برای دختر شاه فقید ایران خوانده بود به معنای وجود رابطه ای عاشقانه بین این دو نبود. به عقیده ستار، هنر و موسیقی ایران در دوران قبل از انقلاب شاهد یک شکوفائی و جهشی بزرگ بود.

خیلی از شنونده هائی که در شهرهای مختلف جهان ساکن هستند می خواستند بدانند چرا ستار در شهر مورد اقامت آنها کنسرت اجرا نمی کند. ستار گفت برای این کار، یکی باید در آن شهر خاص بتواند از او دعوت و برنامه اجرای کنسرت را سازماندهی کند.

به علت حجم بالای سوالاتی که از طرف شنوندگان از ستار شد، گفتگوی ما تا آخرین ثانیه پخش برنامه ادامه داشت.   

  امروز روز تولد ستار عزیز است و  تقریبا همه طرفداران ایشان که دست به قلم اینترنتی دارند این روز بزرگ را به نحو مطلوب تبریک گفته اند من نیز لازم دیدم سالروز تولد ایشان را به همه طرفداران و همچنین خانواده محترمشان شاد باش عرض نمایم و امیدوارم سال آینده روز تولدش را با برگزاری جشن باشکوهی و با حضور خود ایشان در ایران انجام دهیم

یکم آذر ماه (پنجشنبه) و سوم آذر ماه (شنبه) ستار عزیز در دبی کنسرت دارند .

بالاخره بعد از یک سال انتظار یکبار دیگر سعادتی نصیب ما شد که باز در کنسرت ستار (این خواننده وهنرمند بی بدیل) شرکت نمایم. بگذارید از اول ماجرای آن شب بیاد ماندنی و پر از خاطره را شرح دهم.

روز سوم که برابر بود با چهارم فروردین ماه ساعت 4 بعد از ظهر به سمت محل اجرای کنسرت یعنی بستان روتانا حرکت کردیم که البته 3 نفر از دوستان مرا همراهی کردند و به امید این که بتوانند ستار را از نزدیک ببینند به محل کنسرت آمدند ولی به دلیل قیمت بالای بهاء بلیط (140 هزارتومان) بلیط تهیه نکرده بودند. وقتی به هتل بزرگ بستان روتانا رسیدیم تقریبا خلوت بود و هنوز تا ساعت شروع برنامه 4 ساعت مانده بود. وارد هتل شدیم مکان بسیار زیبا و بزرگی بود دارای چندین طبقه با امکانات ویژه عالی که در قسمت زیر زمین آن تالار بسیار بزرگی همراه با یک سالن جهت سلف سرویس.

به دلیل آشنایی که با تدارک دیدگان آن کنسرت پیدا کرده بودم وارد تالار شدم. که در آن موقع استاد اکبر گلپایگانی و محمد حیدری مشغول صحبت کردن بودند و کمی با فاصله ستار عزیز مشغول مکالمه تلفنی بود گویا مسیله مهمی در میان بود که ما از آن بی خبر بودیم کمی بعد همه چیز فراهم بود برای شروع برنامه

حدود ساعت 8 شب بود که زیر زمین هتل مملو از جمعیت مشتاقان این شب نشینی شد و مردم وارد تالار شدند و بر روی صندلی های مخصوص که در بلیط آنها قید شده بود نشستند. در اینجا لازم دیدم به این نکته اشاره کنم در بین کنسرت های که تا کنون شرکت کرده و یا شنیده بودم این کنسرت و یا بهتر بگویم این شب نشینی وجهه و شرایط ویژه ای داشت چرا که بلیط ان به سختی و فقط در یک مکان آن هم با رزرو قابل دریافت بود با آن قیمت بالا، تمامی میزها با شماره های مخصوص هر بلیط ، سلف سرویس و....  و خلاصه جو متفاوتی داشت.شروع برنامه با اجرای شهرام فرشید آهنگساز جوان آغاز شد که بهترین موقع برای صرف شام بود که در زمان اجرای سه آهنگ ایشان مردم به صرف شام پرداختند. سپس مهران که مجری گری برنامه را نیز به عهده داشت و زحمت های زیادی در هماهنگ کردن آن داشت به خواندن 3 آهنگ پرداخت و حال و هوای بزم را از آن کسالت قبلی بیرون آورد.رخانم ها ، آقایان امیدوارم که تا این لحظه به شما خوش گذشته باشد نوبت می رسد به صدای جاودانه عشق ستار.

  صدای تشویق تمام سالن را پر کرد و گروه موزیک آهنگ سر سپرده را می نوازد شاید نتوان آن لحظه را تصور کرد. ولی باید اعتراف کنم یکی از بهترین لحظات عمر من بود تمامی جایگاه را دود فرا گرفت و خواننده اول ایران در میان اوج احساسات مشتاقان شروع به خواندن نمود: یه روز می دونم بی خبر سر زده از راه می رسی جون خسته از بیدار شب با صبح فردا می رسی با صبح فردا می رسی .

پس از اتمام ترانه سرسپرده ستار عزیز از تمامی حضار به خاطر ابراز احساسات تشکر نمود و آهنگ های شهر غم ، گل حسرت، صدای بارون، همسفر، گل پونه ، گلپری جون، شازده خانم، عاشق خجالتی ، خاکی و آخرین تلاش را به زیبایی هر چه تمامتر اجرا نمود در زمان خواندن ترانه گل پونه یکی از هواداران ستار که قصد داشت مقداری اسکناس 100 دلاری روی ستار بریزد با مخالفت مامورین هتل یا به اصطلاح بادی گاردها مواجه شد که کلی خواهش او ثمر ننشست و به دلیلی که مغایر با قوانین می خواندند انجام این کار میسر نگشت .

یکآقای مهران که عکس العمل گروهی حضار را دید تماس تلفنی با خانم مهستی برقرار کرد و از طریق موبایل صدای خانم مهستی را که در بیمارستان در دبی بستری بود با میکرفن به گوش مردم رساند که باز قانع نشدند .

آقای شبخیز و همراهان که در شب نشینی شرکت داشتند و البته خود آقای شبخیر از محبوبیت خوبی خصوصا از جانب خانم ها برخوردار بودند به همراه حجتی به روی سن آمده و از آن تعداد معترض خواهش کردند که جریان پیش آمده که از اراده انسان خارج است را نادیده گرفته و در عوض حجتی برای مردم برقصد و خود شبخیز یه جوری جای خالی مهستی را پر کند ولی باز مقبول نیفتاد. پس در یک اقدام ابتدایی اعلام کردند که هر کس معترض است تشریف ببرد بیرون و پول بلیط خود را پس بگیرد. شما فکرش را بکنید دو خواننده اول را که بگذریم ستار حدود یک ساعت و نیم خوانده و مهستی هم قرار نیست بخواند مردم منطقی ما هم که شام و دسر صرف نموده اند می ماند فقط برنامه گلپا ! ناگهان یک سوم سالن خالی شد و به طمع گرفتن پول بلیط راهرو پر از جمعیتی شد که همیشه شبخیز از آنها بعنوان بهترین مردم دنیا یاد می کند .

خلاصه وضع بد تر از گذشته شد آقا مهران بیا و درستش کن شبخیز کجاست؟ یک انسان می تواند دنیا را به آتش بکشد یک انسان می تواند آتشی را بخواباند چه کسی می توانست آن جمعیت معترض و طماع را به سر میزشان برگرداند و چنین جنجالی را حتی بهتر از اول خاتمه دهد جز نام بزرگ ستار.

بله دوستان ستار کسی بود که آن شب پس از بازگشت خود ُ فرمول بهم خورده را به حال اول برگرداند و حل نمود و با بزرگمردی عنوان نمود خانم مهستی پیشکسوت من است و الان متاسفانه قادر به اجرای برنامه نیست و در بیمارستان است و من حاضرم برای شما بخوانم حتی اگر تا صبح باشد و این فداکاری ستار را حیفم آمد به شبخیز تاکید نکنم.آقای شبخیز این بزرگمرد را قدر بدانید مانند او کم داریم .

شبخیز: گل است گل.ترانه خاکی و شازده خانم مجددا اجرا شدند و از به یاد ماندنی ترین ترانه های زنده یاد هایده : رفتم و بار سفر بستم.زنده یاد ویگن مثل: قد و بالای تو رعنا رو بنازمدلکش و غیره ادامه داد و با چند آواز و تصنیف سنتی مثل لیلی زمان - مقیم کوی تو و... تا ساعت 2 نیمه شب برای هموطنان خود خواند.خانم و آقای شبخیز که دیگر خیالشان راحت شده بود بهترین موقعیت دانستم که گلایه خود را مطرح کنم.

خانم شب خیز من یک گلایه از شما دارم و آن اینکه چرا بیو گرافی ستار را در برنامه زوم پخش نمی کنید در حالی که من بارها این تقاضا را از شما از طریق ایمیل داشته ام درست یادم می آید در سالروز تولد ستارشما بیوگرافی شادمهر عقیلی را پخش کردید آیا این چنین شخصیت بزرگی لایق یک برنامه بیوگرافی نبود ؟؟

ماندانا شب خیز: شرمنده قول صد در صد به شما می دهم که در چند هفته آینده حتما پخش کنم که به حق به قول خود هم وفا کرد و من از ایشان تشکر می کنم .

قسمت آخر برنامه که از ساعت 2 تا حدود 3 نیمه شب به طول انجامید صدای حنجره طلایی و اسطوره تاریخ موسیقی سنتی ایران استاد اکبر گلپایگانی بود که آواز دلنشین او واقعا بر هر شنونده ای با هر سلیقه ای تاثیر انکار ناپذیر می گذارد استاد پس از هر قطعه شعر با معنی و عرفانی یادی از ترانه های درویش، موی سپید ، پس از تو نمونم برای خدا، اشک من و من تورا آسان نیاوردم بدست نمود و چه حالی به برنامه داد متاسفانه با تمام  لذتی که از برنامه ایشان بردم به خاطر مسایل پیش آمده و برخی مشکلات دیگر نتوانستم تصویری بهتر از تصویر زیر در زمان اجرای برنامه از استاد گلپا تهیه نمایم که این خود یکی از اتفاقات تلخ سفر من بود.

خلاصه برنامه آن شب با همه خاطرات به پایان رسد و فقط یک آرزو به دل من ماند که کاش شرایطی پیش می آمد که همه عاشقان بتوانند با ...

                                            

          بهروز يگانه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/02ساعت 22:21  توسط بهروز یگانه  | 

هایده در آخرین شب زندگی خود

هایده Image

هایده در آخرین شب زندگی خود، در باشگاه کازابلانکا یکی از به ‌یاد ماندنی ترین برنامه‌های خود را به اجرا درآورد

    از
۳۰ دی ۱۳۶۸ و خاموشی آوازخوان پرآوازه ایرانیان، هایده، هفده سال گذشت اما ترانه‌های او چنان در میان مردم است که کمتر کسی گذشت این سالیان از درگذشت نابهنگام او را باور دارد. حجم تولید ترانه‌ها چه در داخل و چه در برون مرز، شگفت آور شده و امکانات اجرا و ضبط نیز هر روز پیشرفته از روز قبل، ولی عمر ترانه ها، اغلب از چند هفته و چند ماه فراتر نمی رود. گویی دیگر در عرصه موسیقی ما، نه آهنگ، نه شعر، نه تنظیم و نه صداهای خوش و پرتوان، بلکه ویدئوهای پرزرق و برق و تبلیغات تلویزیونی هستند که ملاک ارزشمند بودن و عامل ترویج یک ترانه در میان مردم می شوند. ولی آنچه هایده و شمار اندکی از خوانندگان همنسل او در عرصه موسیقی مردمی ما از خود به یادگار گذاشته‌اند و همچنان در میان ایرانیان، دوستداران بیشمار دارد، از موقتی بودن شرایط فعلی نوید می دهد.
    هایده در
۲۱ فروردین ۱۳۲۱ در تهران متولد شد. جاذبه صدای دلکش او را به دنیای موسیقی کشاند و اجرای ترانه ای از همین خواننده در یک مهمانی که علی تجویدی آهنگساز برنامه گلها در رادیو تهران در آن حضور داشت، موجب کشف صدای منحصربفرد او توسط تجویدی شد. هایده نزد تجویدی آموزش دید و چندی هم با فرهنگ شریف، احمد عبادی و فریدون ناصری در زمینه آواز ایرانی و سرایش کار کرد.


آزاده و کشف هايده


هایده در سال
۱۳۴۷/۱۹۶۸ نخستین ترانه خود را همراه با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران اجرا کرد. اثری به نام آزاده که علی تجویدی روی آخرین سرودهء رهی معیری آفریده بود و معتقد بود هیچ خواننده دیگری جز هایده توان اجرای آنرا ندارد. اجرای این کار، صدای هایده را به ایرانیان شناساند.

ترک برنامه گلها

هایده پس از اجرای چند اثر دیگر از ساخته‌های علی تجویدی و همایون خرم در برنامه گلها، از اوایل دهه
۱۳۵۰ به اجرای ترانه‌های پاپ از ساخته‌های طیف دیگری از ترانه‌سازان همچون فریدون خشنود، جهانبخش پازوکی، انوشیروان روحانی و محمد حیدری روی آورد. کیفیت بخشی از ترانه‌های او در این دوره سخت نزول کرد. اشعاری غیرقابل مقایسه با کارهای سنگین پیشین، تنظیم‌هایی سطح پایین و گهگاه با حال و هوای موسیقی عربی.
این روند نه‌تنها در کارهای هایده، بلکه در بسیاری از ترانه های پاپ خوانندگان مطرح موسیقی ایرانی در آن دوره که به موسیقی پاپ روی آورده بودند مانند حمیرا، مهستی و اکبر گلپایگانی هم شنیده می‌شود. گویی اساسا فضا، ارائه چنین کارهایی را طلب می‌کرده است. جالب اینجاست که هایده در گفتگویی که چند ماه پیش از درگذشت نابهنگامش با شهرام میریان در بخش فارسی دویچه وله انجام داد اظهار داشت که کارهایش در برنامه گلها را به همه کارهای بعدی‌اش ترجیح می‌دهد.
به هر رو هایده تا پایان دوره اقامت در ایران، علیرغم دسترسی به امکانات و تعداد زیادی از تکنوازان و تصنیف سازان نامدار، به برنامه گلها بازنگشت و فعالیت های جدی او در زمینه موسیقی ایرانی، بیشتر به اجراهای مشترکی با اکبر گلپایگانی محدود شد. اجراهایی که با
 عنوان بزم اغلب از تلویزیون ملی ایران در واپسین سال های پیش از انقلاب به نمایش درآمد.
یکی از هفته‌نامه های هنری تهران در آن زمان، نگاهی شیطنت آمیز به این تغییر رویه ناگهانی در خوانندگی هایده داشت: یه ابرو بالا، یه ابرو پایین، گاهی هم یه چشمک قاطیش! اینا ژست های هایده در زمان اجرای آخرین کارش بود. خیلی ها معتقدن هایده باید همون سبک کار سابقشو که اجرای ترانه های اصیله ادامه بده.
ژلطف الله مجد، تکنواز نامدار تار نیز در همان دوران در یکی از نشریات گفته بود: در میان خوانندگان جدید، تنها صدای هایده را می پسندم اما این خانم باید بداند که بیشتر باید در زمینه موسیقی اصیل ایرانی کار کند.

هایده Image
فعالیت در موسیقی پاپ


به هر رو گرچه هایده دیگر به خوانندگی به سبک برنامه گلها، علاقه چندانی نشان نداد، ولی به مرور، ترانه های پاپ او نیز به فرم تازه و قابل قبول‌تری دست پیدا کردند. ترانه هایی چون تنها با گلها، بزن تار، سوغاتی و گل سنگ از همین دوره فعالیت او به یادگار مانده اند.

انقلاب و ترک ایران

هایده در شهریور
۱۳۵۷ چندین ماه پیش از پیروزی انقلاب که موسیقی و به ویژه آوازخوانی زنان را دچار ممنوعیت و محدودیت های بسیار ساخت ایران را به مقصد انگلستان ترک کرد. او تا پایان عمر از این رویداد به عنوان تلخ ترین خاطره زندگی خود یاد می کرد.
هایده در دوران اقامت در ایران با دربار پهلوی پیوندی نزدیک داشت و برنامه های متعددی را در مجالس حکومتی اجرا کرد. در سال
۱۳۵۸
دادگاه انقلاب در تهران حکم احضار او را همراه با شماری دیگری از خوانندگان و بازیگران سینما همچون گوگوش، حمیرا و فریدون فرخزاد صادر کرد. این حکم در همان دوران در روزنامه کیهان در تهران به چاپ رسید.
پس از انقلاب، هایده حدود سه سال را در کنار سه فرزندش، کیوان، کامران و نوشین، در لندن سپری کرد و برنامه‌های پراکنده ای را همراه با نوازندگان ایرانی در این شهر اجرا کرد. می‌زنم فریاد از نخستین ترانه های او در غربت است که همواره در برنامه هایش مورد تقاضای ایرانیان گریخته از انقلاب و جنگ بود؛ شعری از کریم فکور و آهنگی از انوشیروان روحانی. تاثیرگذارترین اجرای این ترانه ظاهراً در سال
۱۹۸۱ در کنسرتی در تالار شهرداری کینزینگتون در لندن صورت گرفت که پرویز قریب افشار مجری آن بود و هایده، عارف و فرامرز اصلانی خوانندگان آن.

هایده Image

ادامه فعالیت های جدی در لوس آنجلس

با متمرکز شدن جامعه ایرانی و به ویژه خوانندگان و نوازندگان ایرانی در جنوب کالیفرنیا هایده نیز در سال ۱۳۶۱/۱۹۸۲ لندن را به قصد لوس‌آنجلس ترک کرد. یکی از نخستین برنامه های رسمی او در این شهر، کنسرتی در دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس (یو.سی.ال.ای) بود همراه با گروهی از سازهای ایرانی به سرپرستی منوچهر صادقی (سنتورنواز بنام ایرانی). گرچه بسیاری از نوازندگان صاحب نام ایرانی مقیم کالیفرنیا در گروه حضور پیدا کرده بودند ولی در هم نوایی آنان با یکدیگر هماهنگی چندانی در این برنامه شنیده نمی شد.

فعالیت در لوس آنجلس طی مدتی کوتاه و البته با یاری جستن از ترانه سرایان، ترانه سازان و تنظیم کنندگانی خوش ذوق به یکی از موفق ترین دوران در فعالیت های هنری هایده بدل شد. آغاز جنگ ایران و عراق، گریز بی سابقه ایرانیان از کشور و اجراهای پرتوان و تاثیر گذار هایده از ساخته های هنرمندانی چون فرید زولاند، صادق نجوکی، آندرانیک، محمد حیدری و انوشیروان روحانی روی سروده های اردلان سرفراز، بیژن سمندر، لیلا کسری (هدیه) و برخی دیگر، که در بسیاری از آنها خشم و اندوه ترک ایران موج می زد. ترانه هایی چون زهر جدایی، بهار بهار باز اومده دوباره و روزای روشن خداحافظ.
افزون بر این ترانه ها که به تعبیر محمود خوشنام تسکینی در خور برای مهاجران و تبعیدیان دلشکسته بود، هایده با خواندن ترانه هایی شاد و خوش ساخت مانند راوی، نرگس شیراز، سیاه چشمون و شب عشق در بین جوانان ایرانی نیز طرفداران بسیاری پیدا کرد.

کنسرت های بزرگ

همین دوران بود که هایده برای اجرای کنسرتی در آلبرت هال لندن همراه با ارکستر بزرگ به رهبری فرنوش بهزاد راهی انگلستان شد. این کنسرت در که نوروز ۱۳۶۴ برگزار شد یکی از نخستین کنسرت های بزرگ و آبرومندانه ایرانی در سال های پس از انقلاب به شمار می رود. ستار و مرتضی نیز در این کنسرت بخش هایی را اجرا کردند. هایده در آن دوران همچنان در رویای بازگشت زودهنگام خود به  ایران بود.
هایده برای کنسرت بیستمین سال خوانندگی اش، در تابستان ۱۳۶۷ نیز در آلبرت هال لندن کنسرتی اجرا کرد. برنامه ای که حسین رحمانی مجری آن بود و هیجانات ایرانیان از ایران گسسته همچنان در آن موج می زد.

هایده در جام جم

فعالیت های هایده در لوس آنجلس بیشتر در تلویزیون جام جم که در سال ۱۹۸۰ به کوشش منوچهر بی‌بیان و شماری دیگر از نویسندگان و هنرمندان مهاجر ایرانی بنیان نهاده شده بود متمرکز شد. بیش از چهل ویدئو در این تلویزیون از هایده ضبط شد که همچون دیگر آثار ضبط شده در آن دوران در لوس آنجلس به صورت نوارهای ویدئویی غیرقانونی در ایران پخش می شد. بسیاری از ویدئوهای مربوط به هایده در سال ۲۰۰۳ با کیفیتی نه چندان مناسب به وسیله یکی از کمپانی‌های ایرانی در لوس آنجلس به صورت دی.وی.دی منتشر شد.
هایده Image
بيماری و درگذشت

هایده از نوجوانی به بیماری دیابت دچار بود که در سال های بعد، فشار خون و ناراحتی قلبی نیز به آن اضافه شد. بی اعتنایی او به سلامت جسمی‌اش، افراط در الکل و فشاری که شیوه آوازخوانی او به قلبش وارد می ساخت مرگش را به جلو انداخت.
هایده در آخرین شب زندگی خود، در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو برنامه داشت. در آن شب، علیرغم وضعیت نه‌چندان مناسب جسمی، همراه با نوازندگانی چون پرویز رحمان‌پناه، عبدی یمینی و سیامک پویان، یکی از ب‌یادماندنی ترین برنامه‌های خود را به اجرا درآورد.
هفده سال از اجرای آخرین برنامه هایده سپری شده ولی هنوز ویدئوی آن منتشر نشده است. خسرو مترجمی، دانشجوی 22 سالهء آن روزها و کارشناس فن‌آوری اطلاعات امروز در آمریکا با یک دوربین کوچک از این برنامه فیلم‌برداری کرد.
هایده ساعاتی پس از اجرای آخرین کنسرت خود در باشگاه کازابلانکا، در ۳۰ دی ۱۳۶۸ برابر با ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ بر اثر سکته قلبی در سن ۴۷ سالگی درگذشت.
مراسم خاکسپاری و یادبود او با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا در گورستان وست‌وود در لوس‌آنجلس برگزار شد و در تهران نیز علیرغم محدودیت‌های بسیار، گروهی از مردم در مسجدالجواد یاد او گرامی داشتند.

به ياد هايده

پس از هایده، شماری از خوانندگان و نوازندگان ایرانی در برون مرز، در سوگش خواندند و نواختند. خواهرش، مهستی در نوروز سال های ۱۳۶۹، ۷۲ و ۷۸ به یاد ترانه های اجرا کرد. حسن شماعی زاده بر روی سروده های همایون هوشیارنژاد اثری آفرید که هیچگاه منتشر نشد. انوشیروان روحانی در نوروز ۱۳۷۲ در تلویزیون طنین، ترانه سراب را که در دهه ۱۳۵۰ برای هایده آفریده بود با پیانو نواخت. هوشمند عقیلی نیز این ترانه را در آلبومی بازخوانی کرد. پرویز رحمان پناه، تارنواز خوش ذوقی که در دوران فعالیت هایده در غربت با او تار می نواخت، ترانه سال را با حال و هوایی متفاوت برای تار و سازهای الکترونیکی تنظیم کرد و در نهایت شهلا سرشار در سال ۱۳۸۰ ترانه ای به نام به یاد هایده اجرا کرد.

هایده در ایرانیکا

پروفسور اريک نخجوانی درباره صدای هايده در دانشنامه ايرانيکا (Encyclopedia Iranica) می نويسد: تلفيق قدرت حنجره و مهارت در تکنيک های آوازی، به صدای کنترآلتوی او جنس و طنينی نادر برای اجرای آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوی او در زمان بندی موسيقايی، داشتن ريتم روان در اجرا و بيان شاعرانه و موثر موسيقايی، به او اين امکان را داد تا هر ترانه ای را که می خواند به شکلی تاثيرگذار اجرا کند.

نشر آثار هایده

حاصل فعالیت ۲۱ ساله هایده در عرصه موسیقی ایران، حدود یکصد و پنجاه قطعه ترانه و آواز است که تقریباً همه آنها در سال های گذشته به صورت سی.دی توسط شرکت ترانه، کلتکس، پارس ویدئو و ام.زی.ام در آمریکا منتشر شده اند. با این حال همچنان تعدادی از ترانه‌ها و ویدئوهای او در گوشه آرشیوهای تلویزیونی و کمپانی‌های نشر موسیقی ایرانی از نظر دور مانده‌اند. دوستان، همکاران و فرزاندان او تا کنون هیچیک به طور جدی برای گردآوری و نشر این آثار اقدام موثری انجام نداده‌اند و حتا تارنمایی به طور غیرقانونی در شبکه اینترنت، خود را وب سایت رسمی هایده می خواند که نه ارتباطی با صاحبان آثار او دارد و نه پیوندی با بازماندگان او. نهادی با نام بنیاد یادبود هایده نیز سالها پیش دو سی.دی به نام‌های ناشنیده ها و بلبلی که خاموش شد از آوازخوانی های منتشر نشدهء هایده در محافل خصوصی منتشر ساخت ولی این بنیاد نیز پس از مدت کوتاهی ناپدید شد.

بهروز يگانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/02ساعت 14:7  توسط بهروز یگانه  |