انگار با من از همه کس آشنا تري از هر صداي خوب برايم صداتري
آلبوم هاي
ستاربيوگرافي ستار
مصاحبه با
ستار
ستار
و دکتراي افتخاري
مقلدان ستار
شخصيت
ستار
جامعيت
ستار
ستار
مردي با معيارهاي استثنايي وآلبوم صداي بارون آلبوم همسفرآلبوم شام آخر
جايگاه
ستار در موسيقي ايران
ستار
، هايده و مهستي سزاي نيکي همواره بدي است
ترانه هاي کمياب ستار
بررسي اشعار ترانه هاي
ستار
ستار
و ابي آهنگ شهبانو
عوامل سازنده آلبوم هاي
ستار
ميلاد
ستارآلبوم گلبانو
آذر
1385آبان 1385مهر 1385شهريور 1385مرداد 1385
سياوش قميشي سايت ايرانيان مجله بين المللي تهرانپارس ويدئوشرکت چهره نماکلتکس رکوردزشرکت آونگ شرکت ترانه فيلتر شکنبدن براي زندگي همه چيز رايگان ترانه هاي بيدارمصلوب صداي جاودان عشق شهيار قنبري بابک بيات ايرج جنتي عطايي اردلان سرفرازفريد زلاندفريبرز لاچيني فيلم قديمي آرزوهاي پاييزي
http://SetareganeDiar.blogfa.com
نوشته شده توسط
: بهروز يگانه
آلبوم جديد
ستار
م
وضوع : آلبوم گلبانو
انتظار به پايان رسيد
!

سرانجام انتظار پنج ساله ي ع
اشقان ستار به پايان رسيد و آلبوم جديد وي به نام گلبانو چشم و دل عاشقانش را نورباران کرد تا باز با صداي جادوييش به اوج ترانه پرواز کنند و گوش دل به آن بسپارند . سخن گفتن از گلبانو مجال فراخ تري را مي طلبد که من آن را به آينده موکول مي کنم ولي در اين جا همين را مي گويم که بي شک يکي از زيباترين و گوش نوازترين آلبوم هاي ستار که تا کنون عرضه گشته آلبوم گلبانوست که ترانه هاي بي نظيري همچون خاکي ، آخرين تلاش ، يگانگي ، سلام و ... بر تارک آن مي درخشد و با اشعار نغز و ملودي هاي دلنشين و صد البته صداي بلورين ستار يقينا ارزش سال ها انتظار کشيدن را داشت و موجبات سربلندي همه ي عاشقان ستار را فراهم آورد . به عقيده ي اين حقير تنها ترانه ي نسبتا ضعيفي که در اين آلبوم به چشم مي خورد خود ترانه ي گلبانو ست که نام اين آلبوم نيز از اين ترانه گرفته شده است ! البته چون اين آلبوم به تازگي منتشر گشته پس فعلا بهتر است از ارزيابي هاي شتاب زده درباره ي آن خودداري کنيم و قضاوت را به عهده ي شنوندگان بسپاريم و همانطور که عرض کردم نقد و بررسي اين آلبوم را به آينده موکول نماييم . اما نکته اي که من شکي در آن ندارم اين است که آلبوم گلبانو در سطحي بسيار فراتر از آلبوم پيشين ستار يعني گلايه قرار دارد که اين خود موجبات خوشحالي و اميدواري ما را فراهم مي آورد و به يقين هر کس با هر سليقه اي ترانه اي را که باب ميل وي باشد در گلبانو خواهد يافت و به هر حال شنيدن صداي مخملين ستار آن هم در قالب ترانه هاي زيبا و جديد خود سعادت و لذتي بي پايان است .
***
در ابتدا با مشورت و نظر برخي از دوستان عزيز و البته خود بنده قرار بر اين بود که ترانه هاي آلبوم گلبانو به صورت دمو در وبلاگ قرار گيرد تا تاثير منفي بر روي فروش آلبوم گلبانو نداشته باشد اما با کمي جستجو متوجه شدم که اين آلبوم به صورت گسترده در اينترنت منتشر گشته و ديگر لزومي نداشت که تصميم قبلي ما عملي گردد و جايي که ساير وبلاگ هاي نا مرتبط اين آلبوم را به شکل کامل گذاشته اند قرار ندادن اين آلبوم در
وبلاگ هواداران ستار نقصي براي اين وبلاگ محسوب ميشود .
آلبوم گلبانو با صداي ملکوتي دکتر
ستار
با گلبانو هر روز و هر لحظه تان گلباران باد
!
خاکي
بيا درويش بشيم ، خاکي و بي ريا شيم ، قفل تن رو بشکنيم ، از من و ما رها شيم
بيا پروانه صفت به دور هم بگرديم ، زير چتر معرفت يکدل و يکصدا شيم
زندگي با کبر صفا نداره
! عالم فاني بقا نداره !
اونايي که خاکين ، عاشق دلپاکين ، پيش خدا عزيزن و شاه و گدا نداره
!
افتاده شو ، مغرور نباش
پروانه شو ، بي نور نباش
!
***
اين همه به مال و منالت نناز ، يا اين که به حسن جمالت نناز
!
دو روز دنيا که منم نداره ، خوردن حرص بيش و کم نداره
اونايي که خاکين ، عاشق دلپاکين ، پيش خدا عزيزن و شاه و گدا نداره
!
افتاده شو ، مغرور نباش
پروانه شو ، بي نور نباش
!
***
زندگي بذر محبت کاشتنه ، نه به ناداري و نه به داشتنه
حاصل عمر گرانمايه ي ما ، نامي نيک به جا گذاشتنه
!
زندگي با کبر صفا نداره
! عالم فاني بقا نداره !
اونايي که خاکين ، عاشق دلپاکين ، پيش خدا عزيزن و شاه و گدا نداره
!
افتاده شو ، مغرور نباش
جانانه شو ، منفور نباش
!
يگانگي
اي عاشقان ، اي عاشقان ، گلايه دارم از جهان ، نامردمي از هر کران ، آتش به دل ها مي زند
همچون زمين و آسمان ، ستاره هاي خون چکان ، سنگ مصيبت هر زمان ، بر سينه ي ما مي زند
آتش به دل ها مي زند
!
***
دنيا به کام اهل ناز ، ما بي دلان اهل نياز ، اين قلب خونين باغ ما ، داغ شقايق داغ ما
اي عاشقان ، اي عاشقان ، گلايه دارم از جهان ، نامردمي از هر کران ، آتش به دل ها مي زند
آتش به دل ها مي زند
!
***
ما خسته از رنگ و ريا ، با درد هر داغ آشنا ، اين آسمان را پر فروغ ، روي زمين را بي دروغ
خالي ز کين مي خواستيم ، نيک و نوين مي خواستيم ، زيباترين مي خواستيم
کي اينچنين مي خواستيم ؟
!
***
روزي که قلب اين جهان ، با عشق و آزادي زند ، دنيا به روي مردمان ، لبخندي از شادي زند
اي عاشقان ، اي عاشقان ، از ياد ما ياد آوريد
! دلدادگان ، دلدادگان ، با ياد ما داد آوريد
از ياد ما ياد آوريد
!
***
شادا که با يگانگي ، از بند غم رها شويم ، به رغم هر بيگانگي ، من و تو با هم ما شويم
شادا به روزي اينچنين ، چون ما چنين مي خواستيم ، آري همين مي خواستيم
!
آري همين مي خواستيم
!
آلبوم گلبانو
خاکي
آخرين تلاش
گلبانو
گلگشت
يگانگي
سلام
چشمانت
اشک عاشق
نوشته شده توسط
بهروز يگانه
ميلاد عشق پاک
موضوع
: ميلاد ستار
روز تولد تو ، ميلاد عشق پاکه
براي شکر اين روز ، پيشونيم به خاکه
...
...
و اينک ميلاد عشق پاک ، ميلاد او که بي مضايقه خوب است . او که جمع شاپره ها را به شبنم سحري صدايش ميهمان کرد و شگفتا از فصل خزان و آبان زرد که سرسبزترين بهار از آن روييد . آري دوستان ! چيزي بيش به سالروز تولد صداي بلورين ايران زمين در بيست و هشتم آبان ماه هزار و سيصد و بيست و هشت خورشيدي نمانده و ما از هم اکنون به پيشواز آن روز بزرگ مي رويم . روزي که مردي از تبار خورشيد ها ، سپيده دم ها و آيينه ها را تقديم زمينيان نمود :
چه بي تابانه مي خواهمت اي دوريت آزمون تلخ زنده به گوري
!
چه بي تابانه تو را طلب مي کنم
!
بوي پيرهنت اين جا و اکنون
.
کوه ها در فاصله سردند
...
دست در کوچه و بستر ، حضور مانوس دست تو را مي جويد
بي نجواي انگشتانت
جهان از هر سلامي خالي است
!
سالروز تولد
ستار عزيز ، نازنين صداي تکرار ناشدني موسيقي ايران ، با صدا و قلبي به وسعت کهکشان ها را در وهله ي نخست به خود ستار و خانواده ي محترمش و سپس به همه ي عاشقان و دلدادگان او شادباش عرض مي کنم و براي هنرمند جاودانه و محبوبمان سلامتي و طول عمر از خداوند منان آرزو دارم ، خداوندي که ستار را همچون موهبتي بي نظير تقديممان کرده و به راستي اگر صداي او نبود به کدامين نواي اهورايي گوش مي سپرديم که اين چنين ما را سرخوش و مدهوش کند ؟!
***
مرا بخت تماشاي تو بخشيدند و ،
بر جان و جهانم نور پاشيدند
!
تو را هم ، ارمغاني خوشتر از جان و جهان دادند
:
دلت شد چون صدف روشن
به مرواريد مهر امروز
!
***
همان طور که پيشتر به دوستان وعده داده بودم در اين پست چندين سورپريز به عنوان هديه ي سالروز تولد
ستار عزيز براي دوستان خواهم داشت که اينک پيش روي شماست و تصديق مي فرماييد که چيزي بيشتر از چندين سورپريز است ! پنج ترانه ي زيبا و بسيار کمياب ، شانزده پوستر چشم نواز و بي نظير ، پنج ويدئو کليپ قديمي و يکصد عکس زيبا از ستار که اميدوارم مورد پسند و عنايتتان واقع گردد . ضمنا اين مژده را نيز به دوستان عزيز بدهم که لحظه ي موعود نزديک است و آلبوم جديد ستار به نام گلبانو با هشت ترانه ي جديد و زيبا در راه است ( با نام هاي : خاکي ، گلبانو ، سلام ، آخرين تلاش ، گلگشت ، يگانگي ، اشک عاشق و چشمانت ) که طبق گفته ها و شنيده ها پس از عيد فطر منتشر خواهد گشت و به انتظار چندين ساله ي عاشقان ستار پايان خواهد بخشيد که به محض انتشار اين آلبوم حتما درباره ي آن برايتان خواهم نوشت :
ميان خورشيد هاي هميشه
صداي تو لنگري است
خورشيدي که از سپيده دم همه ي ستارگان
بي نيازم مي کند
!
ترانه هاي کمياب
ستار
خواب نما
تويي که اومده بودي از هميشه
روي بيگانه نداري ، گفتم اين اومده خويشه
!
رمز و راز زندگيمو هر چي بود خوندم و خوندم
هر چي داشتم و نداشتم زير سقف تو نشوندم
من با نبض تو زمان عمرو اندازه کردم
در قلبمو براي غم تو دروازه کردم
***
تويي که چشم تو خواب و مونسي واسه يه دلتنگ
شب و روز خالي من نشه تکرار يه آونگ
اومدي که زير يک سقف بهترين جفتو بسازي
هر چي داري و نداري توي اين قصه ببازي
من ساده باورم شد ، که تو بن بست تويي راهم
همه شعرامو تو ديدم ، پيش شعرام روسياهم
!
***
بعد من هر کسي روزي ، من غمزاده رو پرسيد
بگو عاشقي تو قعر پيله ي سادگي پوسيد
بگو مرد ساده اي بود ، تکيه داد به پشتي باد
عشقو سنگواره نديد و به نماز آينه ايستاد
بنويس تو قصه نامه ت شاعري با تو درخشيد
از تو بود و به تو آخر نفس شعرشو بخشيد
!
هموطن
من مي خوام حرف بزنم ، با تو اي هموطن خوب و نجيب
من مي خوام حرف بزنم ، با تو اي با من آشنا غريب
بيا پرواز بکنيم با هم از دوزخ نيرنگ و فريب
بده دستاتو به من ، ما نه دشمن هم هستيم نه رقيب
!
من و تو هموطنيم ، مثل يک روح و تنيم
***
تا به کي دشمني و کينه و نفرت ؟
تا به کي بيگانه با هم توي غربت ؟
تا به کي حرف من و تو گله باشه ؟
بين دستامون چرا فاصله باشه ؟
من و تو هموطنيم ، مثل يک روح و تنيم
غريب
خدايا من در اين غربت اسيرم ، برم ايرون که دلداري بگيرم
برم ايرون کنار يار جوني ، که آب و خاک غربت کرده پيرم
خدايا من غريب ، يارم غريب ، هر دو غريبيم
گرفتار دل ديوونه ي عاشق فريبيم
!
***
عجب بر چشم مستت مستم اي گل
! عجب کاري تو دادي دستم اي گل !
در اين شهر قشنگ پر ستاره ، به روي ماه تو دل بستم اي گل
!
خدايا من غريب ، يارم غريب ، هر دو غريبيم
گرفتار دل ديوونه ي عاشق فريبيم
!
***
به دردم آي به دردم آي به دردم ، غريبم ، عاشقم ، رو بر نکردم
گل خوشرنگ من رو بر نگردون ، مي خوام پروانه شم دورت بگردم
خدايا من غريب ، يارم غريب ، هر دو غريبيم
گرفتار دل ديوونه ي عاشق فريبيم
!
***
دو تا عاشق دو تا دلخون من و تو ، بتر از ليلي و مجنون من و تو
!
کتاب عشقو خوندم صد بار از سر ، نديدم عاشقي همچون من و تو
خدايا من غريب ، يارم غريب ، هر دو غريبيم
گرفتار دل ديوونه ي عاشق فريبيم
!
فريب
از فريب بي شمار زندگي
آخ که باختم در قمار زندگي
!
ذره ذره ، قطعه قطعه ، سکه سکه
زندگيمو دادم از کف تکه تکه
توي خواب بي خيالي ، غوطه خوردم دست آخر ، هستي باختم
هر چي داشتم ، هر چي کاشتم ، هر چي گفتم ، بي خبر در مستي باختم
!
***
آرزويي مانده در سر ، آرزوي يک قمار تلخ ديگر
با تمام خستگي ها ، مي نشينم تا ببازم برگ آخر
توي خواب بي خيالي ، غوطه خوردم دست آخر ، هستي باختم
هر چي داشتم ، هر چي کاشتم ، هر چي گفتم ، بي خبر در مستي باختم
!
اين خانه قشنگ است
!
اين خانه قشنگ است ، ولي خانه ي من نيست
!
من خانه به دوشم
اين خاک فريباست ، ولي خاک وطن نيست
من با که بجوشم ؟
!
***
همسايه زبان من سرگشته نداند
من با که بگويم ؟
هر در که زنم تا لب خود باز گشايم
گويند که تو اهل کجايي ؟
بغضم به گلو مي شکند ، آرام ندارم
غمگين و خموشم
***
اين خانه قشنگ است ، ولي خانه ي من نيست
من خانه به دوشم
اين خاک فريباست ، ولي خاک وطن نيست
من
با که بجوشم ؟
***
اي کاش وطن زود از اين غم به درآيد
اين شام سحر گردد و اين غصه سرآيد
تا من به صد اميد بگيرم ره خانه
چشم از همه زيبايي اين خاک بپوشم
***
اين خانه قشنگ است ، ولي خانه ي من نيست
من خانه به دوشم
اين خاک فريباست ، ولي خاک وطن نيست
من با که بجوشم ؟
!
از صداي سخن عشق نديدم خوشتر

موضوع
: بررسي اشعار ترانه هاي ستار
پيش از اين اشاره شد که شعر يک ترانه در موفقيت آن آهنگ نقش بسيار مهمي را ايفا مي کند و يکي از سه ستون اصلي يک ترانه البته شعر آن است که اگر با ملودي و صداي خواننده به خوبي هماهنگ شود آن گاه است که ماندگاري و موفقيت آن ترانه را به همراه خواهد داشت و اگر يکي از اين سه ستون اصلي داراي زيبايي و صلابت لازم نباشد ، کليت ترانه نيز داراي اشکالاتي خواهد گشت و شايد هرگز در ميان اهل موسيقي مقبوليتي نيابد
. البته گاهي ملودي يک ترانه و صداي خواننده به قدري تاثير گذار است که با و جود شعر ضعيف يا متوسط باز هم آن ترانه زنده و ماندگار مي ماند که نمونه ي خوب اين موضوع ، ترانه ي معروف شازده خانم ستار مي باشد که با وجود داشتن شعري متوسط که اصطلاحاتي عاميانه و پيش پا افتاده نيز در آن به چشم مي خورد ، اما در کليت اثر و هنگامي که با يک ملودي زيبا و مناسب و صداي دلنشين ستار همراه شده به يکي از محبوب ترين ترانه هاي ستار بدل گشته است . اهميت اين موضوع ، يعني تاثير شعر يک ترانه در موفقيت و ماندگاري آن انگيزه اي شد تا در اين قسمت ترانه هاي ستار را از اين ديدگاه - البته با رعايت اختصار - مورد بررسي دقيق تري قرار دهم .
پيش از شروع اين بحث بايد نکته اي را يادآور شوم : هنگامي که از شعر ترانه سخن گفته مي شود منظور اشعاري است که اختصاصا براي ترانه يا تصنيف سروده مي شوند که شايد مقايسه ي اين گونه اشعار با شعر کلاسيک يا نوين فارسي منطقي به نظر نرسد ، زيرا در سرودن شعر کلاسيک معيارها و هنجارهايي وجود دارد که رعايت آن ها در شعر ترانه چندان لزومي ندارد . براي مثال استفاده ي بيش از حد از زبان محاوره اي و اصطلاحات عاميانه ، روزمره و فولکلوريک در شعر کلاسيک چندان مرسوم نيست ، حال آن که در شعر ترانه به وفور ديده مي شود . همچنين رعايت برخي از قواعد شعري مانند وزن و قافيه در شعر کلاسيک و سنتي الزامي است ، در حالي که در شعر ترانه گاهي اختلالات و مشکلاتي در وزن يا قافيه ديده مي شود که توجيه پذير است . براي مثال به بيت زير از ترانه ي آوازه خوان ستار توجه کنيد که قافيه در اين بيت با توجه به تعريفي که از آن ارائه گشته رعايت نشده است ، بدين معني که واژه هاي التماس و گناه که در شعر کلاسيک قافيه محسوب نمي شود در اين بيت به عنوان قافيه مورد استفاده قرار گرفته است :
نه آبرو فروختم ، نه التماس کرده ام
آوازه خوان عاشقم ، آيا گناه کرده ام ؟
البته اين سخن بدان معني نيست که در شعر ترانه رعايت قواعد و الزامات شعري اصلا لازم نيست ، ولي به هر حال تفاوت هاي زيادي با شعر کلاسيک و سنتي دارد و چه بهتر که شعر ترانه نيز از اين قواعد و قوانين پيروي نمايد
. اما با همه ي اينها بايد گفت که سرودن شعر ترانه کار ساده اي نيست و نياز به تخصص و ممارست فراوان و آشنايي کامل با رموز و ريزه کاري هاي موسيقي دارد و از همين جاست که مي بينيم در اين قلمرو ، يعني سرودن شعر ترانه تنها تني چند موفق گشته اند و آثار زيادي در اين زمينه خلق نموده اند که از معروف ترين آن ها مي توان به افرادي همچون : اردلان سرفراز ، ايرج جنتي عطايي ، شهيار قنبري ، زويا زاکاريان و چند تن ديگر اشاره نمود که البته اين افراد در زمينه ي شعر کلاسيک نيز آثاري آفريده اند اما عمده تخصص آن ها در زمينه ي سرودن شعر ترانه مي باشد .
همچنين نيازي به بيان اين نکته نيست که اشعار زيادي نيز که در قلمرو شعر کلاسيک يا سنتي يا شعر نو پديد آمده اند گاه دستمايه ي خلق يک ترانه قرار مي گيرند و آثار بسياري از خوانندگان از جمله
ستار با استفاده از همين گونه اشعار آفريده شده است ، اما آن چه که مهمتر از همه ي اين هاست آن است که شعر چه از نوع کلاسيک يا غير آن باشد هنگامي ارزشمند است که حاوي مضمون و محتوايي عميق و پر مغز باشد و خوانندگاني بيشتر موفق هستند که اشعار پر محتوا و وزين را گلچين نموده و صداي زيباي خود را با خواندن اشعار بي محتوا به هدر ندهند و براي يک خواننده مايه ي افتخار است که ترانه هاي او با صفاتي همچون پر محتوا و پر مفهوم توصيف گردد و خوانندگاني که اشعار بي محتوا را براي خواندن بر مي گزينند مسلما براي هنر و صداي خود ارزشي قائل نيستند و جاي بسي خوشوقتي است که ستار نيز در بسياري از ترانه هاي خود چنين کرده و اشعار پر محتوايي را از شاعراني مطرح براي خواندن برگزيده است که مسلما اين گونه از ترانه هاي وي دلچسب تر و زيباترند و در موسيقي ما ماندگار و جاودانه خواهند ماند ، ولي برخي از اشعار ترانه هاي او نيز از اين نظر دچار ضعف هايي هستند که همين موضوع باعث گشته گاه ملودي زيباي اين گونه ترانه ها و صداي دلنشين ستار بر روي مخاطب تاثير چنداني نداشته باشد که به عنوان مثال مي توان به ترانه ي عجب چشايي داري اشاره کرد که هر چند ملودي و تنظيم زيبا و اجراي ماهرانه ي ستار در آن به چشم مي خورد ولي از آن جايي که شعر آن چندان زيبا و جذاب نيست اين ترانه در زمره ي آثار متوسط و يا حتي ضعيف ستار ارزيابي مي شود .
به طور کلي مي توان گفت که اشعار ترانه هاي پيش از انقلاب
ستار سخت تر و زيبا تر از ترانه هاي پس از انقلاب وي مي باشد و با سبک اصيل ستار که وقار و متانت بارزترين ويژگي آن است همخواني بيشتري دارد و به هر يک از ترانه هاي آن دوره ي ستار که بنگريم بجز در معدودي از آن ها به نام شاعراني برجسته برمي خوريم که زيباترين اشعارشان را براي ترانه هاي ستار سروده اند . به ترانه ي وارث بنگريد که اردلان سرفراز جاودانه سرود عشق را در آن سرداده و يا ترانه ي باج از شهيار قنبري با شاه بيت هايي نظير :
راه سفر عاشق از گردنه بندان پر
نامردم اگر از خون اين باج نپردازم
شايان ذکر است که اردلان سرفراز در ترانه هاي جاودانه ي دوره ي اول
فعاليت هنري ستار بيشترين نقش را داشته و بسياري از ماندگارترين ترانه هاي ستار در اين دوره سروده ي اوست . ترانه هايي همچون : دشمن ، بهت ، غزل ، عسل ، دلتنگي ، شب ويروني ، صداي بارون ، عروسک ، يکي به شکل خود من ، بت شکن ، مرا درياب ، زخم و ... و نيز شاه ترانه هاي ستار پس از انقلاب همچون ترانه ي مطرب نيز آفريده ي طبع وي هستند . همچنين تمام اشعار آلبوم ستاره بازي که همگي از آثار در خور توجه و ارجمند اردلان سرفراز مي باشند . پس از وي مي توان از ايرج جنتي عطايي نام برد با خلق اشعاري همچون خانه به دوش ، شب و ديوار ، خونه ، مرثيه و فاتح که همگي از دلپذيرترين ترانه هاي پيش از انقلاب ستار هستند . شهيار قنبري نيز تعدادي از خوش آهنگ ترين اشعار ترانه هاي ستار را سروده که در راس آن ها اشعار بي نظيري همچون : شام آخر ، باج و هنوز ( شب و شام ) خود نمايي مي کند :
ساعت عزيمت تو ، ميشه انتها نباشه
ميتونه زوال شب بو ، بغض باغ ما نباشه
از شاعران ديگري که نمي توان به سادگي از ميان سرايندگان اشعار ترانه هاي
ستار در پيش از انقلاب از آن ها گذشت مي توان به اين افراد اشاره کرد : منصور تهراني ( سرسپرده ، يوسف گمگشته ، گلنار ، روايت ، جنوبي ) ، سعيد طبيبي ( همسفر ، گل کاغذي ) ، فرهنگ قاسمي ( همزاد ، شکوه ، بيگانگي ) ، عليرضا نوري زاده ( زنگ حساب ) ، داوود رحيمي ( نفرين ) ، محمد علي بهمني ( از تو خوندن ) و محمد صالح علا ( منو نترسون ، شازده خانم ) . مي بينيد که در ترانه هاي اين دوره ي ستار بيشتر با شاعران و ترانه سرايان نامور که اکثر آن ها در سرودن شعر ترانه از بهترين ها هستند مواجهيم و به نظر من درصد اشعار ضعيف در ميان اين ترانه ها بسيار اندک است و شايد بتوان گفت تنها شعر ضعيفي که در اين ميان به چشم مي خورد شازده خانم سروده ي محمد صالح علا است که تازه اين شعر نيز آن چنان ملودي زيبا و صداي دلنشيني را در کنار خود مي بيند که از معروف ترين و محبوب ترين ترانه هاي ستار مي گردد .
در ميان اشعار ترانه هاي پس از انقلاب
ستار نيز به شعرهاي زيبا و پر محتوايي برمي خوريم که عمده ي اين ترانه ها موفقيت و محبوبيت بيشتري کسب نمودند که خود نشانه ي اهميت شعر در خلق يک ترانه است که من به تعدادي از اين قبيل ترانه هاي ستار که داراي اشعار مقبول و پرمحتوايي هستند اشاره مي کنم : خاک خسته ، اي کاش ، گل کينه ، نارفيق ، طلاق ، يکشبه ، تکرار ، گل پونه ، بلوغ ستاره ، مطرب ، هواي عشق ، رقيب ، شناسنامه ، زندان آزادي ، مادر ، پروانه ، پيله ، قصه ي ما و بسياري ديگر . ستار همچنين از شاعران بزرگ شعر کلاسيک فارسي نيز اشعاري برگزيده و اجرا نموده است که برخي از آن شاعران عبارتند از : حافظ ( پند حافظ ، مسلمانان ، غم مخور ، صيد دل ) ، سعدي ( سفر ، مهر دوست ) ، رهي معيري ( اشک ) ، حميد مصدق ( قصه ي ما ) و معيني کرمانشاهي ( بهار من گذشته شايد ) و نيز شاعراني که سطح اشعاري که براي ترانه سروده اند از اشعار کلاسيک يا نيمايي آن ها بالاتر است ، نظير : هما مير افشار ( آمدي ، دو پرنده ، نماز عشق ، اي عاشقان ، طلاق و بسياري از ترانه هاي آلبوم بي عشق هرگز ) و هديه ( گل ناز ، عمو نوروز ، آشتي ، سپيد و سياه ) . تنها نقطه ي تاريکي که در کارنامه ي هنري ستار ديده مي شود انتخاب برخي از اشعار و ملودي هايي است که سطح هنري نازلي دارند که من قبلا در اين باره مطالبي را به عرضتان رسانده ام و تعدادي از آن ترانه ها را نام بردم که همه ي آن آثار نسبتا ضعيف در وهله ي اول داراي اشعار کم مايه و متوسطي مي باشند که سهم عمده اي در ضعف و کم اثري اين ترانه ها ايفا نموده است .
بنابراين يکي از نکات مهمي که اکنون براي
ستار عزيز ما ضروري به نظر مي رسد آن است که اشعاري را براي ترانه هاي خود برگزيند که حاوي مضموني بلند و انديشه اي والا باشد و بسيار خشنودم که در ترانه هاي جديد ستار اين نکته رعايت گشته و وقتي ترانه هايي همچون نماز عشق ، شهبانو و خاکي را مي نگريم همگي از اشعاري مقبول و زيبا که برازنده ي شخصيت ستار نازنين هستند برخوردار مي باشند که اينک من دو نمونه از اين قبيل ترانه هاي ستار را که داراي اشعار پر معني و مملو از احساس مي باشند در اينجا برايتان مي نگارم که دنيايي از معنا و احساس در آن ها نهفته است و شاعر با زيبايي هر چه تمام تر از عشق و درد و رنج آن و نيز عواطف لطيف انساني در آن ها سخن رانده است که اين دو ترانه عبارتند از نماز عشق و اشک که من بخشي از تصنيف اين ترانه ها را نيز براي دانلود خواهم گذاشت و مطمئنم که همه ي دوستان پس از شنيدن آن ها با من هم عقيده خواهند گشت و ايمان دارم که ستار عزيزمان از اين پس تنها چنين اشعاري را براي ترانه هاي ارجمند خويش برخواهد گزيد .
نماز عشق
خدايا گر تو درد عاشقي را مي کشيدي
تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي
اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي
پشيمون مي شدي از اين که عشقو آفريدي
!
***
خدايا عاصي و خسته به درگاه تو رو کردم
نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم
دلم ديگر به جان آمد در اين شب هاي تنهايي
بيا بشنو تو فريادي که پنهان در گلو کردم
***
بگو هرگز سفر کردي ؟ سفر با چشم تر کردي ؟
کسي را بدرقه با اشک تو با خون جگر کردي ؟
ز شهر آرزوهايت به ناکامي گذر کردي ؟
گل اميدتو پرپر به خاک رهگذر کردي ؟
***
خدايا گر تو درد عاشقي را مي کشيدي
تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي
اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي
پشيمون مي شدي از اين که عشقو آفريدي
!
اشک
اشکم ولي به پاي عزيزان چکيده ام
خارم ولي به سايه ي گل آرميده ام
با ياد رنگ و بوي تو اي نوبهار عشق
!
همچون بنفشه سر به گريبان کشيده ام
چون خاک در هواي تو از پا فتاده ام
چون اشک در قفاي تو با سر دويده ام
من جلوه ي شباب نديدم به عمر خويش
از ديگران حديث جواني شنيده ام
از جام عافيت مي نابي نخورده ام
وز شاخ آرزو گل عيشي نچيده ام
موي سپيد را فلکم رايگان نداد
اين رشته را به نقد جواني خريده ام
اي سرو پاي بسته به آزادگي مناز
آزاده من ، کز همه عالم بريده ام
گر مي گريزم از نظر مردمان رهي
عيبم مکن ، کآهوي مردم نديده ام
همين جا از دوستان گرامي مي خواهم که مرا در اين مسير تنها نگذارند و هر گونه مطلبي را که مي تواند به طريقي راهگشاي اين وبلاگ باشد براي من بفرستند ، زيرا اين وبلاگ نه متعلق به من بلکه از آن همه ي عاشقان و هواداران
ستار عزيز است .
***
در سايت ايرانيان ترانه اي ديدم به نام تصوير يک فصل با صداي
ستار و نلي ...
***
موضوع
: ترانه هاي کمياب ستار
صدا کن مرا
صداي تو خوب است
!
صداي تو سبزينه ي آن گياه عجيبي است
که در انتهاي صميميت حزن مي رويد
در ابعاد اين عصر خاموش
من از طعم تصنيف در متن ادراک يک کوچه تنهاترم
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است
و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي کرد
و خاصيت عشق اين است
!
***
چشم هاي تو ، بود و نبود ، جنوبي ، افسانه ي هستي ، خونه و زندگي همگي نام هايي آشنا براي عاشقان صداي ملکوتي ستار هستند
. ترانه هايي خاطره برانگيز و کمياب که اتفاقا در هيچ يک از آلبوم هاي فعلي ستار نيز يافت نمي شود و تنها در آلبوم هاي قديمي ستار که به صورت نوار کاست عرضه مي گرديد و اکنون نيز در دسترس همگان نيست وجود دارد و برخي از آن ها مانند ترانه ي خونه حتي در آلبوم هاي قديمي ستار نيز نيست و بسيار کمياب است و مطمئن هستم که بسياري در حسرت گوش سپردن به اين ترانه هاي جاودانه و کم نظير و قرار دادن آن ها در آرشيو خود مي باشند . همچنين دوستان فراواني از طريق ايميل از من درخواست برخي از اين ترانه ها را نموده بودند که همين مطلب باعث گرديد که تصميم بگيرم تعدادي از اين ترانه هاي کمياب را که در اختيار داشتم براي عاشقان صداي ستار آپلود کرده و در وبلاگ قرار دهم و مطمئن هستم براي کساني که قدر و ارزش اين ترانه ها را مي دانند بسيار دلپذير و جذاب خواهد بود .
گفتني است اين شش آهنگي که اينک مي بينيد همگي از شاهکارهاي ستار هستند و من بسيار خوشوقتم کساني که سال ها در حسرت شنيدن و داشتن آن ها بودند اينک به راحتي به اين ترانه هاي زيبا دسترسي دارند و چون خود من مرارت هاي بسياري براي يافتن آن ها تحمل کرده ام برايم بسيار دلنشين و خوشايند است که آن ها را در اختيار دوستان عزيزم قرار دهم . در اين جا لازم مي بينم که از دوستان گرامي و نازنينم آقايان وحيد و هادي بيات که از سرسپردگان و عاشقان ستار عزيز مي باشند و من همواره شرمنده ي الطاف و محبت هاي اين عزيزان بوده ام کمال تشکر را نمايم . از مزاياي اين وبلاگ يکي همين است که من از اين طريق با دوستان بسياري آشنا گشتم و دايره ي رفاقتمان اکنون بسيار گسترده گشته است که دو نمونه از آن ها وحيد و هادي عزيز هستند و اگر گشايش اين وبلاگ همين يک مزيت را داشته باشد من را بس !
چشم هاي تو
من نگاهتو مي خواستم که قشنگ ترين غزل بود
صحبت از فاجعه ي عشق با من از روز ازل بود
من يه عاشق غريبم با دلي خون و شکسته
اشک من اشک غروبه رو تن پيچک خسته
***
آخ که چشمات چه قشنگ بود با غزل هاي نگاهت
آب مي شد دلي که سنگ بود
آخ که چشمات چه قشنگ بود
!
چه قشنگ بود حرف چشمات با نگاه عاشق من
کاش مي موند هميشه باقي لحظه هاي با تو بودن
***
ديگه بي تو هميشه فکر رفتن رو دارم
اگه امروز بمونم ، واسه فردا چي دارم ؟
پس چرا بايد بمونم ، من که تو سينه ي آهم ؟
پس چرا بايد بمونم ، من که تو رنگا سياهم ؟
حالا من خسته از اين راه ، مي کَنم قلبمو از جا
شايد اين قصه ي کوتاه ، سهم من بوده تو دنيا
!
بود و نبود
تو چون بودي ، با تو تنها بودم
تو خاموش و من هم گويا بودم
تو چون رفتي ، من سراپا دردم
چو باز آيي ، خاکستر سردم
***
نه آن ابرم که دهم به جهان ثمري
نه آن برقم که بود به سرم شرري
مگر دودم يا رب
!
نه بارانم که گلي دمد از نفسم
نه طوفانم که بلا رسد از هوسم
چه نقشي بودم يا رب
!
جنوبي
تو مث غروب ده ساده و ساکت و غريبي
مثل بارون پر نعمت ، مثل راهب نجيبي
من دل خسته ي عاشق به تو لبريز نيازم
تو برام بمون تا من ، خونمو تو دهت بسازم
تو پر از خواستني هستي ، مثل ده ديدني هستي
تو برام قشنگ تريني ، تو پناه آخريني
***
من و تو رابطمون مثل هوا با تن برگه
تنامون عاشق موسيقي بارون و تگرگه
تو و من يه همصداي عاشقيم ، اجنبي نيستيم
ترس بي تو زنده بودن برا من وحشت مرگه
!
تو پر از خواستني هستي ، مثل ده ديدني هستي
تو برام قشنگ تريني ، تو پناه آخريني
***
اهل هر مذهب و مسلکي مرامت خوبه
تو اصالتت سجل نخل سرسبز جنوبه
برگ شمشادي و بوت ، عطر گل محمدي
آرزوم موندن با تو ، همه ي صبح و غروبه
تو پر از خواستني هستي ، مثل ده ديدني هستي
تو برام قشنگ تريني ، تو پناه آخريني
!3
افسانه هستي
گذشت افسانه ي اين عمر کوتاه
نشد کس از دل تنگ من آگاه
تو را همراه مي دانستم ، افسوس
تو هم بودي رفيق نيمه ي راه
تا ديار نيستي راهي نمانده
در سراي سينه جز آهي نمانده
حاصلي از عمر کوتاهي نمانده
!
***
به درياي طوفاني زندگاني ، شکسته چرا زورق مهرباني
در اين شهر سر تا به دامن خموشي ، بيا مردم از دوري مهرباني
خدايا فراموشيم ده ، لب بسته خاموشيم ده
چه حاصل ز هشياري دل ؟ ، تو مستي تو مدهوشيم ده
خدايا چه مي شد که دستي ، ز من اين محبت بگيرد
دل با همه مهربونم ، در اين سينه روزي بميرد ؟
خدايا فراموشيم ده ، لب بسته خاموشيم ده
چه حاصل ز هشياري دل ؟ تو مستي تو مدهوشيم ده
خونه
خونه اين خونه ي ويرون ، واسه من هزار تا خاطره داره
خونه اين خونه ي تاريک ، چه روزايي رو به يادم مياره
اون روزا يادم نميره ديوار خونه پر از پنجره بود
تا افق همسايه ي ما دريا بود ، ستاره بود ، منظره بود
خونه خونه جاي بازي ، براي آفتاب و آب بود
پر نور واسه بيداري ، پر سايه واسه خواب بود
***
پدرم مي گفت قديما کينه هامونو دور انداخته بوديم
توي برف و باد و بارون ، خونه رو با قلبامون ساخته بوديم
خونه عشق مادرم بود که تو باغچه ش گل اطلسي مي کاشت
خونه روح پدرم بود ، چيزي رو همپاي خونه دوست نداشت
خونه خونه جاي بازي ، براي آفتاب و آب بود
پر نور واسه بيداري ، پر سايه واسه خواب بود
***
سيل غارتگر اومد ، از تو رودخونه گذشت
پلا رو شکست و برد ، زد و از خونه گذشت
دست غارتگر سيل ، خونه رو ويرونه کرد
پدر پيرمو کشت ، مادرو ديوونه کرد
حالا من موندم و اين ويرونه ها
پر خشم و کينه ي ديوونه ها
من زخمي ، من خسته ، من پاک
مي نويسم آخرين حرفو رو خاک
کي مياد دست روي دستم بذاره
تا بسازيم خونمونو دوباره ؟
زندگي
اون نگاه گرم تو جام شرابه
اما سرابه
!
زندگي بي چشم تو رنج و عذابه
رنج و عذابه
با دلم بازي نکن ، عاشق و اسيره
ترسم بميره
يک شب از روي صفا اي بلاي دل
با ما وفا کن
يا وفا کن با دلم يا منو رها کن
يا دلم رها کن
مي شکني شيشه ي دلم ، قدرشو ندوني
قدرشو ندوني
مهربوني با همه ، با من و دل من نامهربوني
!
نوشته شده توسط
: بهروز يگانه
!!!
اي نازنين شهبانو
موضوع
: آهنگ شهبانو
اين جا ايران است
سرزمين خشت هاي گلي و ستون هاي استوار
سرزمين شقايق هاي هميشه سرخ و سروهاي هميشه سبز
اين جا ايران است
کشور اهورايي ايران
با مردماني چون کوه ها مقاوم
با دل هايي مهربان ، دستاني گرم و با محبت و گام هايي استوار
اين جا ايران است
سرزمين ايرج و سياوش و سهراب و آرش
سرزمين گيو و بابک و زرتشت
اين جا ايران است
سرزمين آن ها که ماندند ، آن ها که رفتند
آن ها که ماندند مي ايستند ، مي رزمند ، مي خندند ، مي گريند
آن ها که رفتند ، خاطره گذاشتند و رفتند
...
و آلبوم جديد ستار به نام گلبانو در راه است . آلبومي که چند سالي است عاشقان سينه چاک صداي بلورين ايران زمين انتظار آن را مي کشند تا باز با جادوي صداي او سر بر اوج آسمان ها بسايند و مرهمي براي زخم هاي ديرين خود بيابند و دل و جان به آن بسپارند . آيا ستار در گلبانو انتظارات عاشقان خود را بر آورده ساخته ؟ هنوز نمي دانم . بايد اندکي ديگر به انتظار نشست و چشم به راه بود . اما ترانه اي بي نظير و شگفت در اين اواخر منتشر گشت و خط بطلاني کشيد بر سخن آناني که ستار را تمام شده مي انگاشتند و مي خواستند ، و گويا ديگر ستار را در خلق ترانه هاي جاودانه ناتوان مي پنداشتند . آري از شهبانو سخن مي گويم . جاودان ترانه اي که بي شک در کهکشان موسيقي اين کهن ديار تا ابد به يادگار خواهد ماند و طنين ماندگار ستار را که در آن مرثيه ي وطن را از جان و دل فرياد بر آورده براي هميشه در گنجينه ي گرانقدر خود جاي خواهد داد .
سخن گفتن از آلبوم گلبانو را به آينده اي نزديک که آلبوم منتشر گشت موکول مي کنم و در اين قسمت ، تنها از شهبانو که بي شک از
بهترين ترانه هاي جديد ستار است سخن مي گويم . شهبانو آميزه اي شگفت از شعر ، موسيقي و صداست ، يعني همان سه فاکتور مهمي که در آفرينش يک اثر ماندگار حرف نخست را مي زنند و هريک بدون ديگري عقيم و بي تاثير است . شعر شهبانو ، شعري دردمندانه و موثر از همايون هوشيار نژاد و ملودي آن از حسن شماعي زاده است که با تجربه ي ساليان دراز يکي از بهترين آهنگ هاي خود را آفريده و با بهترين شيوه ي ممکن حس و حال شعر را در ملودي خويش متجلي ساخته و تيگران ساکيان نيز تنظيم حرفه اي اين ترانه را انجام داده است که همه ي آن ها نقش خود را که خوش نشستن شعر و ملودي بر روي يکديگر است به خوبي ايفا نموده اند ، اما آن چه شعر و ملودي زيباي شهبانو را بارور ساخته و به ثمر نشانده همانا صداي بي همتاي ستار است که با اوج و فرود بي نظير خود در اين ترانه ي ماندگار بر تار جان ها نواخته و نوايي سخت دلنشين را پيشکش همه ي عاشقان وطن نموده است .
شهبانو با تصويري رويايي و زيبا آغاز مي گردد
. تصويري از کاخ پادشاهي و پايتخت شاهي ايران زمين ، در شب ميلاد نور و روشنايي و در روزگاري که قحطي سياهي بود . آري در اين شب و در سرزمين اهورايي ايران زني فرهيخته و فرهنگ دوست با نام شهبانو مادر ملتي رنج ديده گرديد تا با مهر آريايي نويد بخش عشق و محبت به همه ي ايرانيان باشد . اين تصوير زيبا با ملودي آرام و طنين دل انگيز و ملايم ستار در آغاز اين ترانه خودنمايي مي کند :
در کاخ پادشاهي ، در پايتخت شاهي
در شب ميلاد نور ، در قحطي سياهي
با مهر آريايي ، مهربان بانو شدي
مادر ملتي با نام شهبانو شدي
اما افسوس که تند باد حادثه تمام آن روياهاي شيرين را بر باد داد
. اين ياوه خلايق قدر خويش ندانستند و به اميد واهي داشتن ايراني بهتر کردند آن چه را که بايد نمي کردند . اکنون ديگر نه وقت بار عام و نه فرصت سلامي هست و از آن شکوه ديرين جز خاطره اي در يادها نمانده و درد و محنت در سراسر اين خاک خسته ترکتازي مي کند و به راستي آيا مي توان از اين همه مصيبت کلامي گفت ؟! اينجاست که ستار مادر گرامي ملت را که نماد شکوه از دست رفته ي ايران زمين است اينچنين مورد خطاب قرار مي دهد :
اي مادر گرامي ، همسر مرد نامي
رنجي که برده اي تو ، نداره التيامي
نه وقت بار عامي ، نه فرصت سلامي
از اين همه مصيبت ، نمي شه گفت کلامي
از اين جا ترانه لحني حماسي و کوبنده به خود مي گيرد و فرياد خشمگين
ستار به اوج مي رسد ، آن چنان که ديده ها را نمناک و موي را بر بدن راست مي کند . آري اکنون از بي کسي ، خانه ي وطن را خاک تا زانو فرا گرفته و شکوه تخت جمشيد به تاراج آشنا رفته است . پايه ي تخت کورش که زماني زمامداران عالم سر بر آن مي ساييدند چوبه ي دار ما گشته و جهنمي به نام دين خدا بر پا شده است . پرچم شير و خورشيد بي يال و دم رها گشته و اکنون تنها چنگکي در ميان پرچم ايران خودنمايي مي کند !
مهر آفرين گلبانو ، اي نازنين شهبانو
خونه رو خاک گرفته ، از بي کسي تا زانو
!
شکوه تخت جمشيد تاراج آشنا شد
پايه ي تخت کورش چوبه ي دار ما شد
پرچم شير و خورشيد بي يال و دم رها شد
جهنمي به نام دين خدا به پا شد
!
آري ما رنج زيادي برده ايم ، از دنيا ضربه خورده ايم و از شکوه و بزرگي افتاده ايم ، اما هنوز نمرده ايم و بر پا هستيم و تشنه ي کارزار با آناني که ما را کوچک و خوار مي خواهند و از هر آن چه ابهت و عظمت گذشته را به يادمان مي آورد بيزارند
. آنان که چهار شنبه سوري را آتش پرستي مي دانند و نوروز را بدعتي که بايد جاي خود را به فطر و غدير و قربان بدهد ! ولي ما نمرده ايم و نمي ميريم و در احياي دوباره ي ميراث وطن امتداد سبز بهار خواهيم شد :
رنج زيادي برديم ، از دنيا ضربه خورديم
افتاديم از بزرگي ، اما هنوز نمرديم
زنده به عشق ياريم ، تشنه ي کارزاريم
ما امتداد سبز دوباره ي بهاريم
مهر آفرين گلبانو ، اي نازنين شهبانو
خونه رو خاک گرفته ، از بي کسي تا زانو
!
اکنون ديگر در سرزمين خورشيد نور و روشنايي يافت نمي شود ، اما چه بايد کرد ؟ آري شکسته ها شکسته و گذشته ها نيز گذشته و اکنون بايد به فکر آينده بود
. پس بايد از سياهي ها گذشت و در راهي پا نهاد که سرانجام آن رسيدن به ايران اهورايي و پادشاهي است . ايراني که روزگاي بر مدار قدرت و شکوه مي گشت و آقاي جهان بود و پادشاهان روم و يونان سر بر تخت شاهان آن مي نهادند و از ترس ايرانيان يک شب نيز سر راحت بر بالين نمي نهادند . آري بايد برخاست ، غريد و مشت ها را گره کرد : من اگر برخيزم ، تو اگر برخيزي ، همه بر مي خيزند . من اگر بنشينم ، تو اگر بنشيني ، چه کسي برخيزد ؟ چه کسي با دشمن بستيزد ؟ چه کسي مي خواهد من و تو ما نشويم ؟ خانه اش ويران باد !
در سرزمين خورشيد اگر که روشني نيست
مثل تو عاشق مهر ، تو قصر عشق زني نيست
رو خط سرنوشته هر دوي ما نوشته
:
شکسته ها شکسته ، گذشته ها گذشته
تا وقتي که به دل ها نويد عشقو ميدي
وقتي تو رو مي بينيم لبالب از اميدي
مي گذريم از سياهي ، پا مي ذاريم تو راهي
که مي رسه به مرز ايران پادشاهي
مهر آفرين گلبانو ، اي نازنين شهبانو
خونه رو خاک گرفته از بي کسي تا زانو
!
شهبانو البته اولين ترانه ملي
- ميهني ستار نيست و يقينا آخرين آن ها نيز نخواهد بود ، اما در اين که يکي از بهترين ترانه هاي ستار در اين زمينه است هيچ شکي نيست . همچنين من يقين دارم که آلبوم گلبانو نيز با داشتن ترانه هايي همچون خاکي رو سپيد خواهد گشت و عاشقان ستار و همه ي ملت ايران آن را با روي باز خواهند پذيرفت . مشتاقانه چشم انتظار گلبانو هستم تا بيش از اين درباره ي آن برايتان بنويسم ولي فعلا همين مختصر را از من بپذيريد تا وقت موعود فرا برسد که آن گاه بيشتر از گلبانو برايتان خواهم نوشت :
باش تا صبح دولتش بدمد
کاين هنوز از نتايج سحر است
!
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا
100% افزايش دهيد.
دوستان عزيز
: اين وبلاگ خانه اي براي همه هواداران و عاشقان صداي بلورين موسيقي ايران دکتر ستار است و هدف از گشايش آن همانا اعتلاي نام بزرگ ستار و شناساندن اين ابرمرد عرصه صدا و ترانه به همه اقشار به ويژه نسل جوان و نيز محلي براي وفاق و همدلي طرفداران ستار مي باشد و بسيار خوشحال مي شوم که در اين مسير همه دوستان با من همقدم و همراه گردند تا با ياري يکديگر قدمي هر چند کوچک جهت اعتلاي نام ستار عزيز برداشته باشيم . بنابراين از همه دوستان تقاضا مي کنم هر گونه مطلبي را که در اين راه مفيد فايده است و مي تواند در اين مسير راهگشا باشد به آدرس ايميل اينجانب ارسال نمايند تا با نام خود ايشان در وبلاگ درج گردد . بنابراين مشتاقانه منتظر مقالات - گزارش ها - عکس - خبر - بريده روزنامه شعر و هر گونه مطلب ديگري از شما دوستان که بتوان در اين وبلاگ از آن استفاده نمود هستم تا با ياري شما عزيزان وبلاگي نمونه و در حد شان و آوازه ستار نازنين داشته باشيم . در پيمودن اين مسير ارزشمند همواره خود را نيازمند راهنمايي ها و مساعدت شما بزرگواران مي بينم و براي تحقق اين آرمان بزرگ دست همگي را به گرمي مي فشارم .
با
تشکر . مديريت وبلاگ : بهروز يگانه