X
تبلیغات
روز وصل دوستداران یاد باد

روز وصل دوستداران یاد باد

ستار / بهروز وثوقی و ...

ترانه "صوفی" از شاهرخ سالار

 

 

 

             صوفی

 

 توئی تو همرام مثل نفسهام
پایان خطی ،اُون خط آخر توُ مرز فردام
توئی یه سُنت یه یادگاری
همیشه هستی عزیز دنیام عزیز دنیام
تو تازه تری اَزحِس بُلور
معصومیتِ شعر فروغ ،محجوب
تو یه نعمتی ،توُ دنیا مثل رفیق خوب
تَنِت ضریح کعبه پُر عشق
من زائِر پُر اشتیاق تو
من عابدم پاکُ اَهورائی وای
محراب من خاک اُتاق تو
محراب من خاک اُتاق تو

منم قلَندَر ،همیشه صوفی
صدای تو تنها رَدامه
تو مثل بارون بزرگه اسمت
اسم تو پیام سلامه
تَنِت ضریح کعبه پُر عشق
من زائِر پُر اشتیاق تو
من عابدم پاکُ اَهورائی وای
محراب من خاک اُتاق تو
محراب من خاک اُتاق تو

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 0:47  توسط بهروز یگانه  | 

ترانه " بمون با من" از شاهرخ سالار

 

بمون با من 

 

 بمون بمون
تـو که همزاد من ِ تنهـائی
مثـل مـن تنهـا توی دنیـائی
تـو ظهور نوری باتـو شب میمیره
با عبورت کوچه بوی گل میگیره
تو بمون تنها تـو همزبون من
توُ رَگام جاری باش مثل خون من

تو میفهمی طعم غمو غربتمو
مثل من غمگین ِ دل عاشق تو
تو ظهور نوری باتو شب میمیره
با عبورت کوچه بوی گل میگیره
تو که با من همصدائی ،خالی از رنگو ریائی
نوازشگر مثل بارون ،به شکوه ِ قصـــه هائی
تو که با من همصدائی ،خالی از رنگو ریائی
نوازشگر مثل بارون ،به شکوه ِ قصـه هائی
تو که نیستی توی چشمم فروغ نیست
بمون با من که خــوش بختی دُروغ نیست
تـو ظهور نوری باتـو شب میمیره
با عبورت کوچه بوی گل میگیره
تـو بمون تنها تو همزبون من
توُ رَگام جاری باش مثل خـون من

تو میفهمی طعم غمو غربتمو
مثل من غمـگین ِ دل عاشق تـو
تو ظهور نوری باتـو شب میمیره
با عبورت کوچه بوی گل میگیره
تو که با من همصدائی ،خالی از رنگو ریائی
نوازشگر مثل بارون ،به شکوه ِ قصه هائی
تو که با من همصدائی ،خالی از رنگو ریائی
نوازشگر مثل بارون ،به شکوه ِ قصـــه هائی
تـو که نیستی توی چشمم فـروغ نیست
بمـون با من که خوش بختی دُروغ نیست
تو ظهور نوری باتو شب میمیره
با عبورت کوچه بوی گل میگیره

منم منـم
این که دل تنگه این که غمگینه
سایه مرگو بی تـو میبینه
من پُر از فریادم همصدای بادم
مثل اَشک از چشم روزگار اُفتادم
تـو بمون تنها تو همزبون من
توُ رَگام جاری باش مثل خون من
تو بمون تنها تو همزبون من
توُ رَگام جاری باش مثل خون من

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 0:46  توسط بهروز یگانه  | 

ترانه "هم پرواز" از شاهرخ سالار

 

 

 

هم پرواز

 

ای تکیه گـاهِ خستگیهام
خون ِ رگهـام ای پناهِ تن تنهم
چه غریبن بـی تو دستام
ای اسم تو مثل زلال ِ چشمـه جاری
باغ شعـرم از تو پُر گل
ای که میـراث بهـاری
بمـون با شکوهـی که داری
من و تو سایه هامون دور ازاین شهر شلوغه
تـو وقتی با منی حس میکنم مُردن دُروغه

ای قفـس ای قفس
با پرنده همنفس
نمی خوام پَر بگیرم ،کاش تودستـات بمیرم
شعـر من قصهِ دردِ
غربت تلـخ یه مـرده

بی تَنِت اینجا بَرام خیلی سرده خیلی سرده
من و تو سایه همون دور ار این شهرِ شلوغه
تو وقتی با منی حس میکنم مُردن دُروغه

ای لحظـه پرواز آخر تا رهائی
چه صدائی!تو که مثل بغض گریه بی صدائی
ای با تَنِت تَن پوش ِ اَبرا روی شبنم
ای برای من زخمی با تو بودن مثل مَرحَم
میـدونی من اینجا غریبم
من و تو سایه هامون دور ازاین شهر شلوغه
تـو وقتی با منی حس میکنم مُردن دُروغه
بمون ای تو همیشه موندنی ای فصـل تازه
بذار عشقت برام دنیـای تازه ای بسازه

من و تو سایه هامون دور ازاین شهر شلوغه
تـو وقتی با منی حس میکنم مُردن دُروغه
بمون ای تو همیشه موندنی ای فصـل تازه
بذار عشقت برام دنیـای تازه ای بسازه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 0:45  توسط بهروز یگانه  | 

ترانه "پائیز" از شاهرخ سالار

 

            پائیز

 

 

 

 کوُچِ غمناک پرستوهای شاد
در غروبی پُر ملالو بی صدا
خبر عُریونیِ باغارو داد
پائیز اُمد اینوَرِ پَرچین باغ
تا بچینه برگو بار شاخه ها
کـَسی از گلها نمیگیره سُراغ
کـَسی از گلها نمیگیره سُراغ
بیا در سوُک دلگیر گل صبح
بخونیم شعری از دیوان گریه
من و تو زادهء فصل خزانیم
دوتـَن پروردهء دامان گریه
شده اَبری توُ فضای سینـَمون
قصهء بی غم گساری های ما
میدونم پایان نداره بعد از این
قصهء بی برگوباری های ما
بیا در سوُک دلگیر گل صبح
بخونیم شعری از دیوان گریه
من و تو زادهء فصل خزانیم
دوتـَن پروردهء دامان گریه
پائیزه پائیزه عریون
من و تو خسته وُ گریون
پائیزه پائیزه عریون
من و تو خسته وُ گریون

مینویسم بادل تنگ روی گلبرگ شقایق
فصل دل تنگیه پائیز ،فصل غمگینیه عاشق
بیا در سوُک دلگیر گل صبح
بخونیم شعری از دیوان گریه
من و تو زادهء فصل خزانیم
دوتـَن پروردهء دامان گریه
پائیزه پائیزه عریون
من و تو خسته وُ گریون
پائیزه پائیزه عریون
من و تو خسته وُ گریون

کوُچِ غمناک پرستوهای شاد
در غروبی پُر ملالو بی صدا
خبر عُریونیِ باغارو داد
پائیز اُمد اینوَرِ پَرچین باغ
تا بچینه برگو بار شاخه ها
کـَسی از گلها نمیگیره سُراغ
کـَسی از گلها نمیگیره سُراغ
بیا در سوُک دلگیر گل صبح
بخونیم شعری از دیوان گریه
من و تو زادهء فصل خزانیم
دوتـَن پروردهء دامان گریه
شده اَبری توُ فضای سینـَمون
قصهء بی غم گساری های ما
میدونم پایان نداره بعد از این
قصهء بی برگوباری های ما
بیا در سوُک دلگیر گل صبح
بخونیم شعری از دیوان گریه
من و تو زادهء فصل خزانیم
دوتـَن پروردهء دامان گریه
پائیزه پائیزه عریون
من و تو خسته وُ گریون
پائیزه پائیزه عریون
من و تو خسته وُ گریون
پائیزه پائیزه عریون
من و تو خسته وُ گریون
پائیزه پائیزه عریون
من و تو خسته وُ گریون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 0:43  توسط بهروز یگانه  | 

ترانه " دلم گرفته " از شاهرخ سالار

 

دلم گرفته 

 توی این غروب خلوت دِلم گرفته
تموم دنیارو غم گرفته
مُسافر من که کوله بارش پُر از غباره
صدای بالِ کبوتَرارو یادم میاره
شاید رو بال سفید اَبرا نشسته رَفته
چه خوبه گریه که قَدِ دنیا دِلم گرفته
چه خوبه گریه که مثل اَبرا دلم گرفته
ای رفته بی خَبر نِفرین به این سفر
رفتیو دستمو نگرفتی دَستای خَستَمو نگرفتی
من از این شهر بی صدا کجا بِرَم
دل شکستمُ به کی بدم
شده این درد کُهنه وقت گفتنش
کجا برم به کی بگَم به کی بگَم

صدام کردی صدام کردی
صدای قلبمُ شنیدم
صدام کردی صدام کردی
صدای قلبمُ شنیدم
با گریه دنبال تو گشتم ولی دیگه تورو ندیدم
تمام لحظه هارو گشتم ولی دیگه تورو ندیدم

تن گرم عاشقت کوُ که سرده دستام
ببین چه خسته ببین چه تنهام
تو نیستی رنگ سحر پریده ،ستاره مُرده
سیاهی ِ شب روزای خوبُ به خاک سپُرده
صدات صدای پرنده ها بود پُراز هَوا بود
چی شد که بال صداتو بستن
بگو پَراتُ کجا شکستن
بگو پَراتُ کجا شکستن کجا شکستن
اَشکم نصارِ تو قلبم مَزارِتو
رفتیو سایه ها تورو بُردن
مردای قصه ها همه مُردن
من از این شهر بی صدا کجا بِرَم
دل شکستمُ به کی بدم
شده این درد کُهنه وقت گفتنش
کجا برم به کی بگَم به کی بگَم

صدام کردی صدام کردی
صدای قلبمُ شنیدم
صدام کردی صدام کردی
صدای قلبمُ شنیدم
با گریه دنبال تو گشتم ولی دیگه تورو ندیدم
با گریه دنبال تو گشتم ولی دیگه تورو ندیدم
ولی دیگه تورو ندیدم ولی دیگه تورو ندیدم
ندیدم ندیدم ندیدم ندیدم ندیدم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 0:41  توسط بهروز یگانه  | 

ترانه "خوب من" ازشاهرخ سالار

 

خوبِ من

 

 خوب من گوش میکنم ،بوی خوب دستاتو
داره انگار میاره ،قاصدک نامه هاتو
قاصدک دیر نکنی ،منو دلگیر نکنی
قاصدک دیر نکنی ،منو دلگیر نکنی

قاصدک وقتی بـیای
چشمای من از گریه برات دوُن میـپاشه
اَگه خبرات خوب نباشه
بی تو گریه کردن چه بَده ،باچشمای ماتو غم زده
گریه های مستی سردادن ،توُ هوای تلخ میـکده
کاش میتونستیم بمونیم ،از این غم کهنه رَها
با دست هم پُل بسازیم ،میون این فاصله ها
بی تو گریه کردن چه بَده ،باچشمای ماتو غم زده
گریه های مستی سردادن ،توُ هوای تلخ میـکده

خوب من خوب من ،خوب من خوب من
خوب من خوب من ،خوب من خوب من
بی تو دلم میگیره
این پَرنده بی تو ،این پَرنده بی تو
توُ این قفس میمیره
وقتی که نیستی بهار ،غمگین تَر از پاییزه
باغچَمون گل میده اما ،پَرپَر میشه می ریزه
خوب من خوب من ،خوب من خوب من
خوب من خوب من ،خوب من خوب من
بی تو دلم میگیره
این پَرنده بی تو ،این پَرنده بی تو
توُ این قفس میمیره
وقتی که نیستی بهار،غمگین تَر از پاییزه
باغچَمون گل میده اما ،پَرپَر میشه می ریزه

خوب من گوش میکنم ،بوی خوب دستاتو
داره انگار میاره ،قاصدک نامه هاتو
قاصدک دیر نکنی ،منو دلگیر نکنی
قاصدک دیر نکنی ،منو دلگیر نکنی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 0:10  توسط بهروز یگانه  | 

ترانه " باغ بارون زده " از شاهرخ

 

        باغ بارون زده

 

 

 غروبِ دهکَده منِ بارون زده
دلم یه باغِ خواهشه پُر از گل نیایشه
کتاب خاطراتم پُرازشعر زمستونه
توُی روئیای مهتاب از این اَبرا دلم خونه
های
چیه گناهم که باید همیشه تنها بخونم
ای عابدِ شرقیِ من نذار توُ بارون بمونم
مسافرشهربارون منم که اَشکام میریزه
توُ شهری که تو نباشی تموم فصلاش پائیزه

اُونی که اسم قشنگت همیشه روی لباشهِ
منم که وقتی تو نیستی میخوام که دنیا نباشه
تو خورشیدی چشاتُ وا کُن منو نگاه کُن
تو فردائی لباتُ واکُن منو صدا کُن
تو خورشیدی چشاتُ وا کُن منو نگاه کُن
تو فردائی لباتُ واکُن منو صدا کُن

غروبِ دهکَده منِ بارون زده
دلم یه باغِ خواهشه پُر از گل نیایشه
کتاب خاطراتم پُرازشعر زمستونه
توُی روئیای مهتاب از این اَبرا دلم خونه
های
چیه گناهم که باید همیشه تنها بخونم
ای عابدِ شرقیِ من نذار توُ بارون بمونم
مسافرشهربارون منم که اَشکام میریزه
توُ شهری که تو نباشی تموم فصلاش پائیزه

اُونی که اسم قشنگت همیشه روی لباشهِ
منم که وقتی تو نیستی میخوام که دنیا نباشه
تو خورشیدی چشاتُ وا کُن منو نگاه کُن
تو فردائی لباتُ واکُن منو صدا کُن
تو خورشیدی چشاتُ وا کُن منو نگاه کُن
تو فردائی لباتُ واکُن منو صدا کُن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 0:9  توسط بهروز یگانه  | 

ترانه "کولی" از شاهرخ

 

کـُولی

 

 تو صداي آواز بارون ،تپش قلب خـاکي
مثل گريه تَسکين دَردي ،مثل يک سوره پاکي
طعم غربت روُ لباته ،مثل يک کُوليِ عاشق
راز جنگل توُ چشاته ،گُونه هات رنگ شقايق
بي تو شمع و گل ميميره ،خونه رنگ غم ميگيره
تو نذار بمونم تنها ،ميدوني دلم ميگيره
وسعتِ قلب تو قَدِ يه دنياس
خواستنت واسه من مثل يه رویاس
بوي تو بوي بارون بوي ياسه
دست من ساقه هاي اِلتماسه
بي تو ميميرن گلاي ناز گلدون
ميمونن مُرغاي عاشق زيربارون
زير بارون مُرغِ عاشق زير بارون

تو صداي آواز بارون ،تپش قلب خاکي
مثل گريه تَسکين دَردي ،مثل يک سوره پاکي
طعم غربت روُ لباته ،مثل يک کُوليِ عاشق
راز جنگل توُ چشاته ،گُونه هات رنگ شقايق
بي تو شمع و گل ميميره ،خونه رنگ غم ميگيره
تو نذار بمونم تنها ،ميدوني دلم ميگيره
وسعتِ قلب تو قَدِ يه دنياس
خواستنت واسه من مثل يه روياس
بوي تو بوي بارون بوي ياسه
دست من ساقه هاي اِلتماسه
بي تو ميميرن گلاي ناز گلدون
ميمونن مُرغاي عاشق زيربارون
زير بارون مُرغِ عاشق زير بارون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 0:7  توسط بهروز یگانه  | 

ترانه "آلونک"از شاهرخ

 

          آلوُنـَک

 

 

 سخته سخته
گذشتن از تو سخته ،مثل گذشتن از ;وه
برای من که دارم یه کوله بار اَندوه
من عا بری غـریبم تنم پُر از غبـاره
تا مرز بی نهایت شبم ادامه داره
تنم اُجاق سرده تـو آخرین شراره
بُرو بذار بمیرم ،گرمم نکن دوبـاره
گذشتن از تو برام سختـه ولی گذشتـم
همیشه تنهـا موندن همینه سرنوشتم
برای من که خسته ام تو مثل خواب نازی
میشد برام بادستات یه آلونک بسازی

میشد بامـن بمونی ،بمونی تا همیشه
اما یـه سایه هائی از ما جدا نمیشه
این سایـه سرنوشته که راهمونو بسته
وداع تلخ مارو به انتظار نشستـه
برام گذشتن از تو پرواز برگه تا خاک
مرثیهء عشق این آواز تلخ غمناک
گذشتن از تو برام سختـه ولی گذشتـم
همیشه تنهـا موندن همینه سرنوشتم
بذار یه مردِ عاشق هر چی داره ببازه
برِه توُ شهر قصه یه آلونک بسازه
یه آلونـک بسـازه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 0:3  توسط بهروز یگانه  | 

شناسنامه فیلم طوقی "بهروز وثوقی"

 

 

   

   طوقي

 

 

 

 

 

 

كار گردان : علي حاتمي

 

فيلمنامه : علي حاتمي

 

تدوين : مازيار پرتو

 

موسيقي : اسفنديار منفرد زاده

 

طراح صحنه : علي حاتمي

 

تهيه كننده : مهدي مصيبي

 

عكاس : اصغر بيچاره

 

مدير فيلمبرداري : مازيار پرتو

 

طراح لباس : علي حاتمي

 

پخش : سييرا فيلم

 

تيتراژ : احمد مسعودي

 

محصول : سييرا فيلم

 

دستيار فيلمبردار : حسن پژهان

 

مدير تداركات : حميد افشار

 

صدا گذاري : حسن مصيبي

 

مدير دوبلاژ : چنگيز جليلوند

 

لابراتوار : استوديو بديع

 

طراح پوستر : احمد مسعودي

 

چاپ : استوديو بديع

 

افكت هاي صوتي : حسن مصيبي

 

 

                 بازيگران

 

 :

 

بهروز وثوقي ، ناصر ملك مطيعي ، بهمن مفيد ،

 

آفرين ، ژاله علو ، حميده خير آبادي (نادره) ،

 

لامرضا سركوب ، آراسته ، حسين گيل ، شهرزاد ،

 

جلال پيشوائيان ، احمد رسولي ، نصرتي ، اسماعيل شيرازي .

 

 

                                  خلاصه فيلم

 

 

 

آسيد مرتضي كبوتر باز كه با مادر نابينايش زندگي مي كند

 

يك كبوتر طوقي دارد كه چشم همه كبوتر بازهاي محل دنبال اوست .

 

دايي مرتضي ، آسيد مصطفي ، براي خواستگاري نامزدش طوبي مرتضي را به

 

شيراز مي فرستد : امّا مرتضي خودش عاشق طوبي ميشود و پس از مراسم

 

عقد طوبي را به كاشان مي برد ، بي آن كه مادر و دايي اش را از اين موضوع

 

با خبر سازد . مادر مرتضي متوجه رابطه آن دو مي شود ، و موقعي كه پسرش

 

را سرزنش مي كند مصطفي سر مي رسد و از ماجرا با خبر مي شود .

 

مصطفي كه نميداند طوبي به عقد مرتضي در آمده است عباس گاري چي و

 

جواد خال دار  ، كه بامرتضي خصومت دارند ، مامور كشتن مرتضي ميكند .

 

وقتي طوبي حقيقت را به مصطفي مي گويد مصطفي از كشتن خواهر زاده اش

.

صرف نظر مي كند . عباس كه چشمش دنبال كبوتر طوقي است نا خواسته

 

مرتكب قتل طوبي مي شود و مرتضي پس از كشتن عباس هدف گلوله

                                                               

امنيه اي قرار مي گيرد و از پا در مي آيد .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 0:10  توسط بهروز یگانه  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر